گنج

۸- آیات ۷۱ تا ۷۶

۱۸ بیت

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ اَلَّذِی عَلَّمَکُمُ اَلسِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ اَلنَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ (۷۱) قٰالُوا لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلیٰ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ اَلْبَیِّنٰاتِ وَ اَلَّذِی فَطَرَنٰا فَاقْضِ مٰا أَنْتَ قٰاضٍ إِنَّمٰا تَقْضِی هٰذِهِ اَلْحَیٰاةَ اَلدُّنْیٰا (۷۲) إِنّٰا آمَنّٰا بِرَبِّنٰا لِیَغْفِرَ لَنٰا خَطٰایٰانٰا وَ مٰا أَکْرَهْتَنٰا عَلَیْهِ مِنَ اَلسِّحْرِ وَ اَللّٰهُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ (۷۳) إِنَّهُ مَنْ یَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لاٰ یَمُوتُ فِیهٰا وَ لاٰ یَحْییٰ (۷۴) وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ اَلصّٰالِحٰاتِ فَأُولٰئِکَ لَهُمُ اَلدَّرَجٰاتُ اَلْعُلیٰ (۷۵) جَنّٰاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ مَنْ تَزَکّٰی (۷۶)

گفت آیا ایمان آوردید مر او را پیش از آنکه دستوری دهم شما را بدرستی که آن هر آینه بزرگ شما که آموخت شما را سحر پس هر آینه خواهیم برید البته دستهای شما و پاهای شما را از خلاف یکدیگر و هر آینه بردار کشم شما را در تنه‌های درخت خرما و هر آینه خواهید دانست که کدام از ما سخت‌تر است از راه عذاب و پاینده‌تر (۷۱) گفتند هرگز اختیار نخواهیم کرد ترا برا آنچه آمد ما را از حجتهای روشن قسم بآنکه آفرید ما را پس حکم کن آنچه تو حکم‌کنندۀ جز این نیست حکم میرانی در این زندگانی دنیا (۷۲) بدرستی که ما گرویدیم بپروردگارمان تا بیامرزد برای ما گناهانمان را و آنچه را که به جبر بازداشتی ما را بر آن از سحر و خدا بهتر است و پاینده‌تر (۷۳) بدرستی که آنکه آمد پروردگارش را گناهکار پس او راست دوزخ نه می‌میرد در آن و نه زندگانی می‌کند (۷۴) و آنکه آید او را با ایمان که بتحقیق کرده باشد کارهای شایسته پس آنها برای ایشانست مرتبه‌ها بلندتر (۷۵) بهشتهای جای اقامت دائمی که می‌رود از زیر آنها نهرها جاودانیان در آن و آن پاداش کسی است که پاک باشد (۷۶)

گفت فرعون از ره قهر و سخطبر وی آیا بگرویدید از غلط
پیش از آنکه بر شما رخصت دهممنّت از اکرامتان بر جان نهم
هستتان او خود بزرگ و اوستادبر شما آموخت سحر اندر بلاد
پس ببرّم دست و پاتان از خلافواندر آویزم به نخل از اعتساف
تا بدانید اینکه از روی عذابکیست از ما سختتر واندر عِقاب
ساحران گفتند نکنیم اختیارمر تو را بر آیت پروردگار
آنچه بر ما آمده است از بیّناتز آفرینندة تمام ممکنات
حکم کن پس گر کنی حکمی به ماغیر از این نبود که حکمت در قضا
هست اندر این حیات دنیویکی بود در ملک دین جاری جوی
ما خود آوردیم ایمان بر خداکو بود پروردگار ماسوی
تا ببخشد جرمها ناگاهمانوآنچه بنمودی بر آن اکراهمان
کردی اکر اه اعنی اندر جادوییحق بود پاینده تر در نیکویی
هر که آید رب خود را در گناهیعنی از شرکی و ظلمی بر اِله
پس جهنم باشد او را در ثباتنه بمیرد نه در آن دارد حیات
وآنکه آید مؤمن و شایسته کارآن گُره را پس در آن دارالقرار
باشد از حق رتبه هایی بس بلندجنّت عدن و مقام ارجمند
جاری است از زیر آنها نهرهاجاودانند اندر آن از بهرها
این جزای آنکه از شرک و دنسپاک باشد وز هوی و از هوس