گنج

۷- آیات ۶۵ تا ۷۰

۱۶ بیت

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِمّٰا أَنْ تُلْقِیَ وَ إِمّٰا أَنْ نَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقیٰ (۶۵) قٰالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذٰا حِبٰالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهٰا تَسْعیٰ (۶۶) فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَةً مُوسیٰ (۶۷) قُلْنٰا لاٰ تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ اَلْأَعْلیٰ (۶۸) وَ أَلْقِ مٰا فِی یَمِینِکَ تَلْقَفْ مٰا صَنَعُوا إِنَّمٰا صَنَعُوا کَیْدُ سٰاحِرٍ وَ لاٰ یُفْلِحُ اَلسّٰاحِرُ حَیْثُ أَتیٰ (۶۹) فَأُلْقِیَ اَلسَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ (۷۰)

گفتند ای موسی یا اینست که می‌اندازی و یا آنکه باشیم اول کسی که انداخت (۶۵) گفت بلکه بیندازید پس آن‌گاه رسنهاشان و عصاهاشان و نموده می‌شد بموسی از سحر ایشان که آنها می‌شتابند (۶۶) پس یافت در خودش بیمی موسی (۶۷) گفتیم مترس بدرستی که تو تویی برتر (۶۸) و بینداز آنچه در دست راست تو است تا فرو برد آنچه را ساخته‌اند بدرستی که آنچه را ساخته‌اند حیله ساحر است و کامیاب نمی‌شود ساحر هر جا آید (۶۹) پس در افکنده شدند ساحران سجده‌کنان گفتند گرویدیم بپروردگار هارون و موسی (۷۰)

ساحران گفتند ای موسی به صفافکنی آیا عصا را تو ز کف
یا که ما خود افکنیم اول رسنکه به هم آورده ایم از سحر و فن
گفت بلکه بفکنید اول شماپس بیفکندند ایشان حبل ها
پس به موسی شد نموده کآن جبالمی شتابند از هر آن سو در خیال
گشت در اعراف شرحش کز چه روآمد آن چوب و رسن در جستجو
یافت موسی پس به دل ترسی از آنتا مباد اُفتند خلق اندر گمان
فرق یا ندهند اندر نیکوییدر میان معجزه با جادویی
یا که پیش از آنکه اندازد عصاکس نمانده باشد از مردم به جا
یا بُد از ضعف بشر خوف و اَسفپس به او گفتیم مانا لَاتَخَف
مر تو باشی برتر از روی یقینپس بینداز آنچه داری در یمین
تا عصای تو بَرَد در دم فروکرده های ساحران را رو به رو
فعل ایشان نیست جز مکر و فریبکی توان آرند با معجز شکیب
کی شود مر ساحری فیروزمندهر کجا آید بود خوار و نژند
پس بیفکند آن زمان موسی عصااژدها گشت و بخورد آن سحرها
جادوان در سجده افتادند زودقَالُوآ آمَنَّا به حین السجود
رَبِّ هارون، رَبِّ موسی کز یقینبندة خود را کند غالب چنین