۹۸- آیه ۲۰۷
وَ مِنَ اَلنّٰاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ رَؤُفٌ بِالْعِبٰادِ (۲۰۷)
و از مردمان آنکه میفروشد خودش را برای جستن خشنودی خدا و خدا مهربانست بر بندگان (۲۰۷)
هم کسی از مردمان باشد که اومی فروشد نفس خود را مو به مو
تا مگر جوید رضای ذوالجلالزین رضا جویی بود خیر الرجال
این نشان شیر مردان حق استکه از ایشان کار دین با رونق است
افکند خصم ار خیو بر رویشانمنقلب هرگز نگردد خویشان
ترک میل خود کنند از عقل چستتا رضای دوست بتوانند جست
جای احمد (ص) آن رسول مقتدیخفته اند از بهر حفظش بر فدی
ای ملایک بر چنین مردان مردسجده ها از روی عشق آرید و درد
این چنین مردی رئوف و عادل استحیدر شیرافکن دریا دل است
روز هیجاء پشت او دشمن ندیدوز نهیبش زهره ها بر تن درید
پس خدا شاید که باشد مهربانبر عبادی این چنین پاکیزه جان
گفت حق با جبرئیل آیا شماجان خود سازید بر دیگر فدا
گفت نبود در ملایک این ودادگفت حق پس در زمین بینید شاد
مر علی (ع) بر جای احمد (ص) خفته استترک جان بر حفظ احمد (ص) گفته است
بر زمین از آسمان آرید روفضل آمد تا نکو بینید از او
تا ببینید از چه معنی بوالبشرگشت مسجود ملایک سر به سر
تا ببینید از چه رو آدم سر استآفرینش چون صدف، او گوهر است
تا ببینید آن رموز مختفیکه نهان می بود در ذات صفی
وآنکه گفتم با شما اندر زمینخلق خواهم کرد خلقی ز آب و طین
مر شما گفتید این سفکِ دِماستدور از اندیشه و آراء ماست
بی خبر بودید کاینسان آدمیخواهد آمد در زمین صاحب دمی
صد هزار ار خلق ریزد خونشانعالم و آدم شود محزونشان
تا به حشر ، این خلق عالم سر به سرخونشان ریزد ز تیغ یکدگر
سهل باشد گر چنین آدم یکیدر جهان پیدا شود دور از شکی
بر زمین آرید رو وز من سلامبر علی (ع) گویید با صد احترام
او مرا اندر زمین باشد ولیّگشت ظاهر از علی(ع) ذات علی
هم بدینسان است رسم و راه عشقتا ابد گر محرمی بر شاه عشق
جان و سر را تا نسازی خاک عشقکی چو احمد (ص) بگذری ز افلاک عشق
فقر خواهی شیوة تسلیم گیراز علی(ع) رسم فناء تعلیم گیر
عارفان از کار او بردند پیبر رموز معرفت و اسرار وی