گنج

۷۰- آیه ۱۴۲

۱۴ بیت

سَیَقُولُ اَلسُّفَهٰاءُ مِنَ اَلنّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ اَلَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ اَلْمَشْرِقُ وَ اَلْمَغْرِبُ‌ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ (۱۴۲)

زود باشد بگویند بیخردان از مردمان چه چیز گردانید ایشان را از قبلۀ ایشان که بودند بر آن بگو مر خدای راست مشرق و مغرب هدایت می‌کند هر که را می‌خواهد بسوی راه راست (۱۴۲)

سالها می بود روی اقدسشدر عبادت سوی بیت المقدسش
هود گفتند ار نداریم امتیازچون گذاری تو به قبلۀ ما نماز
ما مقدّم بوده ایم از روی دینهر مقدّم فضل او باشد یقین
تنگدل شد احمد (ص) کامل شهوداز سخنهای غم انگیز یهود
روز دیگر جبرئیل اندر قیامکرد رویش جانب بیت الحرام
مشرکان گفتند آخر ز امتیازسوی دین اولش گردید باز
یا منافق پیشگان از مسلمینبودشان این گفتگو از حقد و کین
لاجرم این آیت از رب الاحدگشت نازل که گروهی بی خرد
زود باشد در میانشان گفتگوکه شما از قبله گرداندید رو
این چنین گویند کاین اسلامیانمنحرف گشتند از قبله عیان
گر مراد از دین خود می یافتندرو ز قبلۀ خویش چون برتافتند
این سفیهان عقلشان بر ظاهر استبر حقایق نارسا و قاصر است
از خفاف عقل و هم از ابلهینیستشان ز اسلام و توحید آگهی
عقلشان را گر نبودی اعوجاجبا تو از هر ره نکردند احتجاج

« در تحقیق حقیقت قبله »

چونکه دورند از رسوم معرفتملتزم سازند حق را بر جهت
عارف ار بودند بر توحید ذاتبودشان حق وافی از کل جهات
گو بود زو مشرق و مغرب همهخود برون از میمنه است و مشئمه
خود بود از وجه یهدِی من یشَآءبر صراط مستقیمش رهنما
آن طریق مستقیم وحدت استکش مساوی هر جهت با نسبت است
سوی او باشد توجه نی به حدحد بود مفقود در وجه الاحد
دین حق واحد بود وین اختلافاز هوای نفس خلق است و خلاف
دین حق نبود در او مکر و فسادو اختراعات نفوس کج نهاد
دین که از نفس و هوی شد باطل استور به حق باشد به وحدت شامل است
مطلع بود آن رسول پاک دلقکاصل هر دینی است حق، بی شوب خلق
بود مکشوفش حقیقت های دینکاصل ادیان نیست غیر از حق، یقین
جمله را توحیدِ باری شامل استوسوسۀ نفس است آنچه باطل است
وسوسۀ نفس ار رود، باقی حق استحق ز تخمین خلایق مطلق است
چشم او بر نور آن توحید بودکه در ادیان برتر از تحدید بود
هست از آن کوتاه، دستِ کذب خلقوآنچه خلقان راست از پا تا به حلق
یعنی انکار و اکاذیب و جحودکآن سزای مشرکان بود و یهود
حد خلقی لایق معبود نیستبر مقامی ذات او محدود نیست
لاجرم بر قبلتینش بد نمازبر حقیقت داشت رو ، نی بر مجاز
وآنکه می گفتند قبلۀ ماست اینبیخبر بودند از توحید و دین
قبلۀ آنها هوی بود و مجازحق ز باطل می نکردند امتیاز
کعبه و هم بیت مقدس از حق استآنکه گوید هست از ما ، احمق است
کعبه کز مشرک بود سنگ و گل استور موحّد رو کند نور دل است
بیت مقدس ور بود خاص یهودقبله نبود، جای جنگ است و جحود
ور موحّد رو کند آنجا خداستقبله گاه انبیاء و اولیاست
مصطفی(ص) را سوی حق بد قلب عینکرد رو از مصلحت بر قبلتین
تو چه دانی ای عنود یاوه گوکز چه رو بر قبلتین او کرد رو
بس جهت ها داشت کو بر قبلتینرو نمود اندر نماز از فرض عین
مر جهاتش را صفی داند و لیکوجهی از آن جمله گویم با تو نیک
خواست گوید کاین دو دین اصلش یک استوین دو قبله، نز یهود و مشرک است
بهر ما خاص است کاصلش نزد ماستقبلۀ اهل جدل نفس و هواست
بیت مقدس نز یهود است ای همامهم نه بهر مشرکان بیت الحرام
هر دو، قبلۀ اهل توحید است و بسنی که قبلۀ ا هل انکار و هوس
گر به قبله رو نماید ناکسیقبله از وی رو بگرداند بسی
ور به سنگی سجده آرد عارفیقبله گردد ، نی که در هر موقفی
نکته ها را با تو گفتم مو به موتا ز توحیدش توانی برد بو