گنج

۵- آیات ۱۷ تا ۲۲

۱۸ بیت

مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ اَلَّذِی اِسْتَوْقَدَ نٰاراً فَلَمّٰا أَضٰاءَتْ مٰا حَوْلَهُ ذَهَبَ اَللّٰهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُمٰاتٍ لاٰ یُبْصِرُونَ (۱۷) صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاٰ یَرْجِعُونَ (۱۸) أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ اَلسَّمٰاءِ فِیهِ ظُلُمٰاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ مِنَ اَلصَّوٰاعِقِ حَذَرَ اَلْمَوْتِ وَ اَللّٰهُ مُحِیطٌ بِالْکٰافِرِینَ (۱۹) یَکٰادُ اَلْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصٰارَهُمْ کُلَّمٰا أَضٰاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِیهِ وَ إِذٰا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قٰامُوا وَ لَوْ شٰاءَ اَللّٰهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصٰارِهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۲۰) یٰا أَیُّهَا اَلنّٰاسُ اُعْبُدُوا رَبَّکُمُ اَلَّذِی خَلَقَکُمْ وَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (۲۱) اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَرْضَ فِرٰاشاً وَ اَلسَّمٰاءَ بِنٰاءً وَ أَنْزَلَ مِنَ اَلسَّمٰاءِ مٰاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ اَلثَّمَرٰاتِ رِزْقاً لَکُمْ فَلاٰ تَجْعَلُوا لِلّٰهِ أَنْدٰاداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۲۲)

مثل ایشان مانند مثل کسی است که برافروخت آتش را پس چون روشن کرد آنچه پیرامنش بود برد خدا بروشنائیشان و رها کرد ایشان را در تاریکی‌ها که نمی‌بینند (۱۷) کران‌اند، گنگان‌اند، کوران‌اند پس ایشان برنمیگردند (۱۸) یا چون بارانی از آسمان در آن تاریکیها و رعد و برق می‌گردانند انگشته ایشان را در گوشهاشان از آوازهای رعد از بیم مرگ و خدا احاطه کننده است بکافران (۱۹) نزدیک باشد که برق بر چشمه ایشان را هرگاه روشن کند بر ایشان راه روند در آن و چون تاریک سازد بر ایشان بایستند و اگر خواسته بود خدا برده بود بگوشهاشان و چشمهاشان بدرستی که خدا بر هر چیزی تواناست (۲۰) ای مردمان بپرستید پروردگار خود را که آفرید شما را و کسانی که پیش از شما بودند تا شاید شما پرهیزکار شوید (۲۱) آنکه گردانید برای شما زمین را بساطی و آسمان را بنائی و فرو فرستاد از آسمان آب را پس بیرون آورد بآن از میوه‌ها روزی را برای شما پس مگردانید از برای خدا همتایان را و شما می‌دانید (۲۲)

همچو آن کز بهر نور افروخت نارروشنایی برد زآن پروردگار
ترک ایشان کرد و در تاریکیندزآن نمی بینند و دور از نیکیند
صُم و بُکْم و عُمی گشتند این حرونگفت از این معنی فَهُم لَایَرْجِعُون
اَوکَصیَب منَ سمآء ظُلُمات فیهرعد و برق افزون در آن تاریک تیه
میکنند انگشت در آذان که صوتنشنوند از رعدها از بیم موت
بیخبر کز قدرت و علم بسیطحق به جان کافران باشد محیط
بین یَکادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ تا چسانمی رساند آن بصرها را زیان
ره چو روشن شد بر ایشان می روندبر ضلالت تا که دور از ره شوند
چون شود تاریک گردند از فتنثابت اندر گمرهیِ خویشتن
ور خدا خواهد برد سمع و بصرزین گروه کج نهاد کور و کر
کو بود قادر به کل ممکناتماسوی را کرده محو بُرد و مات
اَیها الْناسُ اعبُدُواْ یعنی کنیدز او پرستش که شما را آفرید
وآنکه بودند از شما خود پیشتراوست یعنی خالق نوع بشر
تا شما شاید ز عقل و اختیارمی بپرهیزید از پروردگار
چون بساط این ارض را گسترده استوز سپهر اعلی بنائی کرده است
آب را از آسمان نازل نمودهر ثمر روینده ز آب و گل نمود
این ثمرها زآن کشید از خاک سرتا که باشد رزق این خیل بشر
فقر خود دانید و استغنای اوپس نگردانید کس همتای او