گنج

۴۸- آیات ۹۹ تا ۱۰۱

۱۹ بیت

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ اَلْفٰاسِقُونَ (۹۹) أَ وَ کُلَّمٰا عٰاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۱۰۰) وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اَللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ کِتٰابَ اَللّٰهِ وَرٰاءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ (۱۰۱)

و هر آینه بتحقیق فرو فرستادیم ما بسوی تو حجتهای روشن و کافر نمی‌شوند بآن مگر بدکاران (۹۹)، آیا هرگاه پیمان بستند عهدی را که انداختند آن را گروهی از ایشان بلکه بیشتر ایشان نمی‌گروند (۱۰۰) و چون آمد ایشان را فرستاده از نزد خدا باور کننده مر آنچه را با ایشانست انداخت گروهی از آن کسانی که داده شدند کتاب، کتاب خدا پس پشتهاشان گویا ایشان نمی‌دانند (۱۰۱)

ما فرستادیم ای کامل صفاتسویت آیاتی چنین با بیّنات
هست بر اهل بصر ضوءاش عیانغیر فاسق کس نشد کافر به آن
عهدی ار بستند و محکم ساختندفرقه ای ز ایشان ز دست انداختند
بلکه بسیاری از ایشان نگروندتا نپنداری که یار و پیروند
چون رسولی آمد ایشان را ز حقکه مصدق بودشان بر ماسبق
یعنی آنچه هستشان اندر کتابترک آن کردند جمعی از عتاب
آن گروهی که بر ایشان داده شدخود کتاب و کارشان آماده شد
وآن کتاب الله «ورآء» پشتشانکه نمی دانند گویی هیچ آن
همچنان که عقل و روح محترمدر پس پشت این طبایع راست هم
که نمی دانند گویی این عوامهست آنها را در این هیکل مقام
اوفتاده پیش پای نفس ردمیخورند از گاو و خر دائم لگد
همچو شهبازی به خانۀ پیر زالمیکَند از غفلتش منقار و بال
ای دریغ از ساعد سلطانی اشوآن شرافتها که بود ارزانی اش
دیده ای معشوق خود را هیچ کسواگذارد نزد اوباش و عسس؟
جز که برّند از پی غیرت سرشکو شد از جان تا که جنبد پیکرش
این چنین غیرت کنی بر صورتینیست پس چون بهر روحت غیرتی
کاین چنین گردیده خوار و زار، نفسسر برهنه مانده در بازار نفس
خشم و شهوت هر زمان بی پرده ایمی فروشندش مثال برده ای
غیرتی کن عقل و روح از قید نفسوارهان وز جور و ظلم و کید نفس