گنج

۲۳- آیه ۴۶

۱۵ بیت

اَلَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیْهِ رٰاجِعُونَ (۴۶)

و آنان که گمان می‌برند که ایشان ملاقات کنند پروردگارشان را و اینکه ایشان بسوی او بازگشت‌کنندگانند (۴۶)

آن کسانی که بودشان در گمانمر لقای رب خود با چشم جان
می کنند او را ملاقات از یقینهم به او سازند رجعت بی معین
واندر آنجا نیست جز او یارشانچونکه آید نوبت دیدارشان
با کمال بی نیازی بهر پندارمغانی خواهد از نادار چند
ارمغان عاشق آنجا مردگی استعجز و فقر و خواری و دلبردگی است
گیرد اندر کف دلی لبریز خونکه بر او رحم آورد عالی و دون
سینه ای از زخم هجران چاک چاکدیده ای خونین تر از دل پُر ز خاک
ارمغان دیگری آرد به پیشکآن فنای عاشق آمد از خودیش
از وجود خود به کلی لا شدههستی او هستی مولا شده
رفت پیش دلبری ، دل داده ایگفت یارش تیره ای یا ساده ای
گفت آن را هم تو دانی من نی امروی خود بین در من ار نیکو پِی ام
باشم ار آیینه، بینی آن جمالور نبینی، تیره جانم، تیره حال
گفت دیدم روی خود آیینه ایپاک از هر نقش و روشن سینه ای
تو منی و من تو، لیکن در تمیزتن حجاب وصل گشت آن هم بریز
عاشق اندر دم، فتاد و مُرد و رستمن نماندم یعنی او ماند که هست