گنج

۱۲۱- آیه ۲۴۹

۱۵ بیت

فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اَللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاّٰ مَنِ اِغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمّٰا جٰاوَزَهُ هُوَ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قٰالُوا لاٰ طٰاقَةَ لَنَا اَلْیَوْمَ بِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالَ اَلَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا اَللّٰهِ کَمْ مِنْ‌ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ مَعَ اَلصّٰابِرِینَ (۲۴۹)

پس چون جدا شد طالوت با لشکرهایش گفت بدرستی که خدا آزمایش کننده است شما را بجویی پس هر آنکه آشامید از آن پس نیست از من و آنکه بخشید آن را پس بدرستی که او از منست مگر آنکه بردارد کفی را بدستش پس آشامیدند از آن مگر اندکی از ایشان پس چون گذشت آن را او و آنان که گرویدند با او گفتند طاقت نیست ما را امروز بجالوت و لشگرهایش گفتند آنان که گمان می‌بردند که ایشان دیدار کننده‌اند خدا را بسا از گروه اندک که غالب شد گروه بسیار را بفرمان خدا و خدا با شکیبایان است (۲۴۹)

پس چو شد طالوت پیدا با جنودفَصل یعنی خارج از جایی که بود
آشکارا گشت اندر راه نهرگفت حق این امتحانی بد به جهر
نیست از من هر که زآن سیراب شدوز من است آن کز عطش بی تاب شد
زآن نباید خورد سیر الاّ کفیمرد صابر شاید ار درّد صفی
پس بخوردند از وی الاّ اندکیسیصد و ده با سه بود آن بیشکی
وآنکه از آن آب سیر و پر شدنددر عدد هفتاد و شش ألف آمدند
هر چه خوردند آن عطش افزودشانکرد حق از جیشِ خود مردودشان
وآنچه کم بودند و با طالوت معواقف از اسرار عزَّ منْ قَنَع
مر ورا گفتند گرچه ایمنی استلیک با جالوت ما را تاب نیست
بذل جان سهل است لیکن نزد جدما کمیم و لشکر او بی عدد
وآن کسان که بودشان علم و نظرظنّشان می بود بر فتح و ظفر
بودشان بر نفس خود پند از تمیزکه نداریم از قضای حق گریز
کُشته گر گشتیم مغز از پوست بِهاز حیات خوش، لقای دوست بِه
هم عجب نبود گر او باشد ظهیرجیش اندک غالب آید بر کثیر
گر شکیبایی کنند ارباب دیندر دو عالم حق بود با صابرین