گنج

۱۱۸- آیه ۲۴۶

۹ بیت

أَلَمْ تَرَ إِلَی اَلْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ اِبْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ اَلْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا فَلَمّٰا کُتِبَ عَلَیْهِمُ اَلْقِتٰالُ تَوَلَّوْا إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ (۲۴۶)

آیا نمی‌نگری بسوی گروهی از پسران یعقوب بعد از موسی آن‌گاه که گفتند مر پیغمبری را که مر ایشان را بود برانگیز برای ما پادشاهی که کارزار کنیم در راه خدا گفت آیا باشید شما اگر نوشته شد بر شما کارزار نکنید گفتند و چیست ما را که کارزار نکنیم در راه خدا و بتحقیق که بیرون شدیم ما از خانه‌های خود و فرزندانمان پس چون نوشته شد بر ایشان کارزار برگشتند مگر اندکی از ایشان و خدا دانا است به ستمکاران (۲۴۶)

مر ندیدی قوم اسرائیل رابعد موسی از پی تجلیل را
بر نبی خویش گفتند آشکاربهر ما کن پادشاهی برقرار
در ره حق کارزار اولی تر استچون فزون ما را سپاه و لشکر است
گفت نزدیکید آیا بی سؤالکه نوشته بر شما گردد قتال
مر ورا گفتند ما را چیست گوکز قتال خصم گردانیم رو
زآنکه جبّاران ز اولاد و دیاردورمان کردند اینسان خوار و زار
پس بر ایشان چون قتال افتاد فرضجنگ جبّاران ز شمعون گشت عرض
زآن بگرداندند رو جز اندکیاز دو صد برجا نماند الاّ یکی
بود حق دانا که ایشان ظالمنددیده در رؤیا قتال و نائمند