گنج

۲- آیات ۹ تا ۱۵

۱۵ بیت

قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً (۹) قٰالَ رَبِّ اِجْعَلْ لِی آیَةً قٰالَ آیَتُکَ أَلاّٰ تُکَلِّمَ اَلنّٰاسَ ثَلاٰثَ لَیٰالٍ سَوِیًّا (۱۰) فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ مِنَ اَلْمِحْرٰابِ فَأَوْحیٰ‌ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا (۱۱) یٰا یَحْییٰ خُذِ اَلْکِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا (۱۲) وَ حَنٰاناً مِنْ لَدُنّٰا وَ زَکٰاةً وَ کٰانَ تَقِیًّا (۱۳) وَ بَرًّا بِوٰالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّٰاراً عَصِیًّا (۱۴) وَ سَلاٰمٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا (۱۵)

گفت همچنین گفت پروردگارت که آن بر من آسانست و بدرستی که آفریدیم ترا از پیش و نه بودی چیزی (۹) گفت پروردگارم بگردان برای من علامتی گفت علامت تو آنست که سخن نکنی با مردمان سه شب که صحیح باشی (۱۰) پس بیرون رفت بر قومش از محراب پس اشاره کرد بایشان که نماز کنید بامداد و شبانگاه (۱۱) ای یحیی بگیر آن کتاب را به نیروی یزدانی و دادیمش حکم نبوت در کودکی (۱۲) و رحمتی از نزد خود و پاکیزگی و بود پرهیزگار (۱۳) و نیکی‌کننده بوالدینش و نه بود سرکش نافرمان (۱۴) و سلام بر او روزی که زاده شد و روزی که می‌میرد و روزی که برانگیخته می‌شود زنده (۱۵)

گفت جبریلش که در پیری تو راهمچنین بدهیم این فرزند ما
گفت جبریل این ز گفت کردگارگفت یعنی این چنین پروردگار
بر من آسان است این کز قبل ویکردمت خلق و نبودی هیچ شیء
گفت یا رب می بگردان بهر منیک علامت در ظهور این سخن
گفت باشد این علامت که کلاممی نگویی سه شبانروز تمام
پس برون رفت او به سوی قوم خویشاز مصلی بسته لب از حکم پیش
کرد اشارت سوی قومش بسته لبتا که تسبیحش کنید از صبح و شب
قوم دانستند کآن وعده است راستداده حق فرزند او را زآنچه خواست
چون تولد یافت یحیی پاک هوشگشت اندر کودکی پشمینه پوش
داشت بر طاعات روز و شب قیامساکن بیت االله اندر صبح و شام
خود تو ای یحیی بگیر اکنون کتابزآن تو حکمتها که دادیمت بیاب
هم به او در کودکی دادیم ماعلم و حکمت عقل و فهم و اجتبا
وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَ زَکَوةبود پرهیز از گناهش در ثبات
بود نیکوکار بس با اُمّ و اَبنی که نافرمان و عاصی، بی ادب
باد رحمت بر وی آن روزی که زادروز موت و روز بعثش در معاد