گنج

۱۰- آیات ۸۱ تا ۸۸

۲۳ بیت

وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمّٰا خَلَقَ ظِلاٰلاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنَ اَلْجِبٰالِ أَکْنٰاناً وَ جَعَلَ لَکُمْ سَرٰابِیلَ تَقِیکُمُ اَلْحَرَّ وَ سَرٰابِیلَ تَقِیکُمْ بَأْسَکُمْ کَذٰلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ (۸۱) فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمٰا عَلَیْکَ اَلْبَلاٰغُ اَلْمُبِینُ (۸۲) یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اَللّٰهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَهٰا وَ أَکْثَرُهُمُ اَلْکٰافِرُونَ (۸۳) وَ یَوْمَ نَبْعَثُ‌ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً ثُمَّ لاٰ یُؤْذَنُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَ لاٰ هُمْ یُسْتَعْتَبُونَ (۸۴) وَ إِذٰا رَأَی اَلَّذِینَ ظَلَمُوا اَلْعَذٰابَ فَلاٰ یُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَ لاٰ هُمْ یُنْظَرُونَ (۸۵) وَ إِذٰا رَأَی اَلَّذِینَ أَشْرَکُوا شُرَکٰاءَهُمْ قٰالُوا رَبَّنٰا هٰؤُلاٰءِ شُرَکٰاؤُنَا اَلَّذِینَ کُنّٰا نَدْعُوا مِنْ دُونِکَ فَأَلْقَوْا إِلَیْهِمُ اَلْقَوْلَ إِنَّکُمْ لَکٰاذِبُونَ (۸۶) وَ أَلْقَوْا إِلَی اَللّٰهِ یَوْمَئِذٍ اَلسَّلَمَ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ (۸۷) اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ اَلْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ (۸۸)

و خدا گردانید برای شما از آنچه آفرید سایبانها و گردانید برای شما از کوه‌ها خانه‌های پنهان بودن و گردانید برای شما پیراهنها که نگاه داردتان از گرما و پیراهنهای جنگ که نگاه داردتان از آسیب شما همچنین تمام می‌کند نعمت خود را بر شما باشد که شما منقاد شوید (اسلام آورید) (۸۱) پس اگر رو گردانند پس نیست بر تو مگر رسانیدن آشکار (۸۲) می‌شناسند نعمت خدا را پس انکار می‌کنند آن را و بیشترشان کافرانند (۸۳) و روزی که برانگیزانم از هر امتی شاهدی را پس داده نشود از برای آنان که کافر شدند و نه ایشان طلب رضاجویی کرده شوند (۸۴) و چون بینند آنان که ستم کردند عذاب را پس سبک نشود از ایشان و نه ایشان مهلت داده شوند (۸۵) و چون بینند آنان که شرک آوردند انبازانشان را گویند پروردگار ما آنها شریکان ما هستند و آنان که بودیم می‌خواندیم از غیر تو پس بیندازند بایشان گفتار را بدرستی که شما هر آینه دروغ‌گویانید (۸۶) و بیندازند با خدا آن روز صلح را و کم شد از ایشان آنچه بودند افترا می‌کردند (۸۷) آنان که کافر شدند و باز داشتند از راه خدا افزودیم ایشان را عذاب بر بالای عذاب بآنچه بودند افساد می‌کردند (۸۸)

هم شما را ساخت زآنچه آفریدسایبانها تا توانید آرمید
از درخت و کوه و اتلال و بنانعمت است این نیز از حق بر شما
هم نمود از کوه ها بسیارهامر شما را خانه ها و غارها
هم بگردانید از صوف و کتانپیرهن تا باشد از گرما امان
هم ز آهن بازتان او پیرهنساخت تا در جنگ پوشید آن به تن
نعمت خود کرد اتمام این چنینشاید اسلام آورید از قلب و دین
ور که برگردند پس اندر فراغبر تو نبود بر هویدا جز بلاغ
نعمت حق را شناسند این گروهپس کنند انکا ر ایشان از وجوه
اکثری ز ایشان عنود و کافرندپیرو اهواء نفس ابترند
روزی آید که برانگیزیم مااز هر آن امّت گواهی برملا
اذن پس بر کافران ندهند بازتا که عذر آرند ز افعال مجاز
نه طلب کرده شوند ایشان به حالتا که جویند آن رضای ذوالجلال
چون ببینند آن ستمکاران عذابپس سبک ز ایشان نگردد آن عِقاب
هم نه مهلت داده گردند آن زمانچون ببینند آن شریکان مشرکان
می بگویند ای خدا اینان بوندآن شریکانی که می خواندیم چند
سوی ایشان پس فکندندی کلامکه شما باشید کاذب بالتمام
حق، بتان را یعنی آرد در خطابتا که گوید بت پرستان را جواب
که شما در قولتان نبود فروغآنچه میگویید کذب است و دروغ
سوی حق آن روز اندازند صلحبر قبول امر حق سازند صلح
گم شود ز ایشان از آنچه بر خدامی ببستندی دروغ و افترا
کافر آنانکه شدند اندر یقینهم به صَدواْ عَن سَبِیِل االله رهین
زائد ایشان را نمودیم از حسابما عذابی سخت بالای عذاب
آنچه را بودند ایشان بر فسادرنجشان شد فرض تا باشد زیاد