گنج

۱- آیات ۱ تا ۱۵

۳۴ بیت

بسم االله الرحمن الرحیم

الر تِلْکَ آیٰاتُ اَلْکِتٰابِ وَ قُرْآنٍ مُبِینٍ (۱) رُبَمٰا یَوَدُّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ کٰانُوا مُسْلِمِینَ (۲) ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ اَلْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ (۳) وَ مٰا أَهْلَکْنٰا مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ وَ لَهٰا کِتٰابٌ مَعْلُومٌ (۴) مٰا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهٰا وَ مٰا یَسْتَأْخِرُونَ (۵) وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا اَلَّذِی نُزِّلَ عَلَیْهِ اَلذِّکْرُ إِنَّکَ لَمَجْنُونٌ (۶) لَوْ مٰا تَأْتِینٰا بِالْمَلاٰئِکَةِ إِنْ کُنْتَ مِنَ اَلصّٰادِقِینَ (۷) مٰا نُنَزِّلُ اَلْمَلاٰئِکَةَ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مٰا کٰانُوا إِذاً مُنْظَرِینَ (۸) إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا اَلذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ (۹) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ فِی شِیَعِ اَلْأَوَّلِینَ (۱۰) وَ مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ (۱۱) کَذٰلِکَ نَسْلُکُهُ فِی قُلُوبِ اَلْمُجْرِمِینَ (۱۲) لاٰ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ قَدْ خَلَتْ سُنَّةُ اَلْأَوَّلِینَ (۱۳) وَ لَوْ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ بٰاباً مِنَ اَلسَّمٰاءِ فَظَلُّوا فِیهِ یَعْرُجُونَ (۱۴) لَقٰالُوا إِنَّمٰا سُکِّرَتْ أَبْصٰارُنٰا بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ (۱۵)

بنام خدای بخشندۀ مهربان

الر ، این آیتهای کتاب و قرآنست روشن (۱) که آرزو کنند آنان که کافر شدند که کاش بودند مسلمانان (۲) واگذار ایشان را تا بخورند و کامرانی کنند و مشغول کند ایشان را آرزو و پس زود باشد که بدانید (۳) و هلاک نکردیم هیچ دهی را مگر آنکه بود مر او را نوشته معلوم (۴) بیش نیفتد هیچ امتی از اجلش و باز پس نمانند (۵) و گفتند ای آنکه فرو فرستاده شده بر او ذکر بدرستی که تو هر آینه دیوانۀ (۶) چرا نمی‌آری بما فرشتگان را اگر هستی از راستگویان (۷) فرو نمی‌فرستیم ملائکه را مگر بحق و نباشد آن‌گاه از مهلت‌دادگان (۸) بدرستی که ما فرو فرستادیم ذکر را و بدرستی که ما مر او را نگاهدارندگانیم (۹) و بدرستی که فرستادیم پیش از تو در گروه‌های پیشینیان (۱۰) و نمی‌آمد ایشان را هیچ رسولی مگر که بودند آن استهزا می‌کردند (۱۱) همچنین در میاریم آن را در دلهای گناهکاران (۱۲) ایمان نمی‌آورند بآن و بدرستی که گذشته است آئین پیشینیان (۱۳) و اگر می‌گشادیم بر ایشان دری از آسمان پس می‌بود در آن که همه روزه ببالا می‌رفته باشند (۱۴) هر آینه می‌گفتند جز این نیست بسته شده چشمهای ما بلکه مائیم گروه سحرکرده‌شدگان (۱۵)

کرد هم در سورۀ الحجر ابتداحق تعالی از الف وز لام و را
هست الف انشاء از ذات الاحدکه تجلّی کرده از خود او به خود
زآن تجلّی عقل اول شد بپاباطنش جبریل و ظاهر مصطفی(ص)
لام و را یعنی که جبرئیل و رسولختم از ایشان دور امکان در نزول
بر نبی با جبرئیل اندر خطابآمد از حق تِلْکَ آیاتُ الْکِتَاب
هست قرآن مبین در هر ورقمر جدا سازنده باطل ز حق
ای بسا که کافران دارند دوستکاش ما بودیم مسلم، کآن نکوست
و اینست وقتی که مسلمانی قویگشته باشد از فتوح معنوی
مؤمنان گردند شاد و شیرگیردشمنان مغلوب و مفلوک و اسیر
واگذار ای احمد (ص) کامل بیانتا خورند از هر چه خواه ند این خسان
بهره مند آیند از هر نیک و بدو آرزوهاشان کند مشغول خود
زود باشد که بدانند آن رمهشومی کردار و سوء خاتمه
ما نکردیم اهل دیهی را تباهجز زمانی که مقدّر بُد به گاه
یعنی آن مکتوب اندر لوح بودآمد از غیب قَدَر پس در شهود
هیچ نگرفتند پیشی ساعتیوقت را هم پس نماندند امتی
کافران گفتند ای آن کو نزولیافت بر وی ذکر مجنونی و گول
وز جنون خویش از روی کلامخود به نِسیه بازمان خوانی مدام
تو چرا ناری به ما افرشتگانبر گواهی در رسالت ز آسمان
گر تویی از راستگویان بی ز شکبر گواهی نزد ما آور ملک
حق تعالی گوید ایشان را جوابنی فرشته ما فرستیم از شتاب
جز به حق یعنی که اندر ساعتیکه نباشد بهر ایشان مهلتی
ما فرستادیم قرآن را و چندحافظم آن را خود از هر ناپسند
هم فرستادیم پیش از تو یقینمر رسولان در گروه اولین
هم بدیشان نامد از پیغمبرانجز که می کردند استهزاء بدان
همچنان که سابقین را در قلوبعظمت ذکر اندر افکندیم خوب
از پی اتمام حجت در سبلپس نیاوردند ایمان بر رسل
همچنین اندر قلوب مجرمانذکر را ظاهر نماییم این زمان
افکنیم اعنی به قلب این گروهعظم قرآن را که خاص است از وجوه
لیک ایمان ناورند از ذکر و پندعادت پیشینیان بگذشته چند
عادت حق بر هلاک طاغیانگشته جاری یعنی اندر هر زمان
باز خواهند از رسولان نه از صلاحمعجزة دیگر به وجه اقتراح
ز آسمانشان در گشاییم ار که چندتا که هر روزی بر آن بالا روند
می بگویند آن کسان نبود جز اینسُکِّرَت أبصَارُنَا بِالْسِّحر هین
بلکه ما هستیم مسحورون همهچشم ما را بسته اند از واهمه