گنج

۹- آیات ۴۵ تا ۵۶

۵۱ بیت

وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ کَأَنْ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاّ ساعَةً مِنَ اَلنَّهارِ یَتَعارَفُونَ بَیْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِلِقاءِ اَللّهِ وَ ما کانُوا مُهْتَدِینَ (۴۵) وَ إِمّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ اَلَّذِی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اَللّهُ شَهِیدٌ عَلی ما یَفْعَلُونَ (۴۶) وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (۴۷) وَ یَقُولُونَ مَتی هذَا اَلْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ (۴۸) قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلاّ ما شاءَ اَللّهُ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ (۴۹) قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً أَوْ نَهاراً ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ اَلْمُجْرِمُونَ (۵۰) أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ‌ آمَنْتُمْ بِهِ آلْآنَ وَ قَدْ کُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ (۵۱) ثُمَّ قِیلَ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ اَلْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاّ بِما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ (۵۲) وَ یَسْتَنْبِئُونَکَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ (۵۳) وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِی اَلْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا اَلنَّدامَةَ لَمّا رَأَوُا اَلْعَذابَ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (۵۴) أَلا إِنَّ لِلّهِ ما فِی اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ أَلا إِنَّ وَعْدَ اَللّهِ حَقٌّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ (۵۵) هُوَ یُحیِی وَ یُمِیتُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ (۵۶)

و روزی که حشر کند ایشان را گویا که درنگ نکردند مگر ساعتی از روز شناخت یکدیگر دارند میانه خود بحقیقت زیان کردند آنان که تکذیب کردند ملاقات جزای خدا را و نبودند هدایت‌یافتگان (۴۵) و یا می‌نمائیم ترا برخی از آنچه وعده می‌دهیم ایشان را یا می‌میرانیم ترا پس بسوی ماست بازگشت ایشان پس خدا گواه است بر آنچه می‌کنند (۴۶) و از برای هر امتی رسولیست پس چون آمد رسول ایشان حکم کرده شود میان ایشان بعدالت و آنها ستم کرده نشوند (۴۷) و می‌گویند کی خواهد بود این وعده اگر هستید راستگویان (۴۸) بگو مالک نیستم از برای خود ضرری و نه نفعی را مگر آنچه خواست خدا از برای هر امتی اجلی است چون آمد اجل ایشان پس نه واپس مانند ساعتی و نه پیشی توانند گرفت (۴۹) بگو خبر دهید اگر آید شما را عذابش شب هنگامی یا روزی چه چیز را بشتاب خواهند خداست از این گناهکاران (۵۰) آیا پس چون بوقوع آمد می‌گروید بآن اکنون و بدرستی که بودید آن را بشتاب می‌خواستید (۵۱) پس گفته شود مر آنان را که ستم کردند بچشید عذاب جاوید را آیا جزا داده می‌شوید مگر بآنچه بودید که کسب می‌کردید (۵۲) و خبر می‌پرسند از تو که آیا حق است این بگو آری بحق پروردگارم که این حق است و نیستید شما عاجزکنندگان (۵۳) و اگر آنکه می‌بود از برای هر نفسی که ستم کرده آنچه را در زمین است هر آینه فدا دادی بآن و پوشیده داشتید پشیمانی را چون دیدند عذاب را و حکم کرده شد میانشان بعدل و ایشان ستم کرده نمی‌شوند (۵۴) آگاه باشید بدرستی که خدا راست آنچه در آسمانها و زمین است آگاه باشید بدرستی که وعده خدا حق است و لیکن بیشترین ایشان نمی‌دانند (۵۵) او زنده می‌کند و می‌میراند و بسوی او باز می‌گردید (۵۶)

یاد کن روزی که اندر وصف اوگفت یَحشُرُهُم کَأن لَّم یَلْبَثُواْ
گویی آنها را نبودستی درنگجز کمی از روز اندر جای تنگ
منبعث آن دم که گردند آن حشرآشنا باشند هم با یکدگر
لیک از هول قیامت ناگهانمیکنند از خود فراموش آن زمان
خود به خسرانند تکذیب آورانبر لقاء الله در آن روز گران
می نبودند آن کسان ره یافتهرو ز ایمان بودشان برتافته
برخی از آن گر نماییمت عیانوعده بنمودیم کآن بر کافران
از عذاب و انتقام و سوء حالکه به ایشان می رسد بی احتمال
خاطر فرخنده ات یابد شفاءفعل را دانی که هست از پی جزاء
قبل از آن رؤیت وگر یابی وفاتپس به سوی ماست برگشت از جهات
پس خدا بر فعلشان باشد گواهتا از او چبود جزای هر گناه
بهر هر قومی رسولی از خدابود کایشان را به حق بُد رهنما
پس چو آمد سوی ایشان آن رسولره به تکذیبش زدند از ناقبول
بین ایشان پس هم از ربّ العبادحکم کرده شد به وجه عدل و داد
زآنچه واصل شد به قوم از وارداتوآن رسول از حق نبودش جز نجات
بر فعال خویش سنجیده شوندتا مباد ایشان ستم دیده شوند
روز محشر هر نبی با امتشآید اندر داوری در حضرتش
پس نماید حکم بی ظلم و ستمدر میانشان آفریننده امم
کافران گویند تا کی آن عذابکه به ما شد وعده آیا با شتاب
صادق ار باشید در گفتار خودچون نمی آید به ما آن روز بد
مشرکان مکه می گفتند ایندر جواب مؤمنان و ارباب دین
زآنکه می دادند ایشان بیمشانبر عذاب و قتل و اَسر از هر نشان
گو که من بر نفس خود مالک نی امضرّ و نفعی را که مملوک وی ام
جز که چیزی بهر من خواهد خدایتا که گردم مالک آن را ز اقتضای
هر چه باشد مقتضی با حکمتشهم کند ظاهر ز غیب مشیّتش
هر گروهی راست وقتی در عذابچونکه ایشان را رسد وقت عِقاب
پس نباشد هیچ چون آید زماناندکی تأخیر و تقدیم اندر آن
گو شما دیدید آیا گر عذاببر شما روز آید آن یا وقت خواب
بر چه منوال است چون گردد پدیدپس ز استعجال آن نادم شوید
بر چه چیز از وی کنید اکنون شتابمر گنهکاران که دورند از ثواب
بعد از آن آیا که گردد آن عیانخود شما آرید هیچ ایمان بدان
هم به تحقیق آنکه ز استهزاء شتابمی نمودند آن زمان بر این عذاب
پس بدیشان گفته خواهد گشت همکه به خود کردند از عصیان ستم
نک چشید از آن عذاب مستدامکه بود آلام و رنجش بر دوام
خود جزاء داده شوید آیا شماجز بر آنچه کسب کردید از جفا
از تو می جویند از قرآن خبرکآن بود آیا حق از هر رهگذر
باشد این دعوی تو را بر حق و راستوین کلامی کآوری گفتِ خداست
گو که آری، بر خداوندم قسمکآن بود حق بی گزاف و بیستم
آنچه میگویم بود بر صدق و حقنیست هیچم حرفی از خود در ورق
هم شما عاجز کنندة حق نه ایدپیش امر حق تعالی لاشیء اید
ور که باشد بهر هر نفسی که اوکرده بر خود ظلم از زشتی خو
آنچه در ارض است از مال و منالفدیه بدهد تا که برهد از نکال
کی شود ز ایشان قبول ذوالکرممی بپوشند از هواداران ندم
سرزنش تا نکند از ایشان کسیزآنچه دارند از پشیمانی بسی
اوفتند از حسرت اندر پیچ و تابچونکه بینند آن کسان روی عذاب
حکم کرده می شود بر عدل و راستبین ایشان بی ز کم و بی ز کاست
نیست هم کایشان ستم دیده شونددر عملها چونکه سنجیده شوند
می بدانید ای نکه هست از حق یقینآنچه باشد در سماوات و زمین
پس نباشند آن کسان دارای شیءتا که خود را واخرند از غم به وی
می بدانید اینکه وعده اوست حقلیک نادانند اکثر زین فرق
او نماید زنده، میراند دگرهم به سوی اوست برگشت و مفر