گنج

۷- آیات ۲۴ تا ۳۵

۷۵ بیت

إِنَّما مَثَلُ اَلْحَیاةِ اَلدُّنْیا کَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ اَلسَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ اَلْأَرْضِ مِمّا یَأْکُلُ اَلنّاسُ وَ اَلْأَنْعامُ حَتّی إِذا أَخَذَتِ اَلْأَرْضُ زُخْرُفَها وَ اِزَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً فَجَعَلْناها حَصِیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ نُفَصِّلُ اَلْآیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (۲۴) وَ اَللّهُ یَدْعُوا إِلی دارِ اَلسَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (۲۵) لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا اَلْحُسْنی وَ زِیادَةٌ وَ لا یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِکَ أَصْحابُ اَلْجَنَّةِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (۲۶) وَ اَلَّذِینَ کَسَبُوا اَلسَّیِّئاتِ جَزاءُ سَیِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اَللّهِ مِنْ عاصِمٍ کَأَنَّما أُغْشِیَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعاً مِنَ اَللَّیْلِ مُظْلِماً أُولئِکَ أَصْحابُ اَلنّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ (۲۷) وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا مَکانَکُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَکاؤُکُمْ فَزَیَّلْنا بَیْنَهُمْ وَ قالَ شُرَکاؤُهُمْ ما کُنْتُمْ إِیّانا تَعْبُدُونَ (۲۸) فَکَفی بِاللّهِ شَهِیداً بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ إِنْ کُنّا عَنْ عِبادَتِکُمْ لَغافِلِینَ (۲۹) هُنالِکَ تَبْلُوا کُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَی اَللّهِ مَوْلاهُمُ اَلْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ (۳۰) قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ اَلسَّماءِ وَ اَلْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ اَلسَّمْعَ وَ اَلْأَبْصارَ وَ مَنْ یُخْرِجُ اَلْحَیَّ‌ مِنَ اَلْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ اَلْمَیِّتَ مِنَ اَلْحَیِّ وَ مَنْ یُدَبِّرُ اَلْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اَللّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ (۳۱) فَذلِکُمُ اَللّهُ رَبُّکُمُ اَلْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ اَلْحَقِّ إِلاَّ اَلضَّلالُ فَأَنّی تُصْرَفُونَ (۳۲) کَذلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی اَلَّذِینَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا یُؤْمِنُونَ (۳۳) قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَبْدَؤُا اَلْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ قُلِ اَللّهُ یَبْدَؤُا اَلْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ فَأَنّی تُؤْفَکُونَ (۳۴) قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی اَلْحَقِّ قُلِ اَللّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی اَلْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلاّ أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ (۳۵)

جز این نیست مثل زندگانی دنیا چون آبیست که فرو فرستادیمش از آسمان بس آمیخت بآن رستنی زمین از آنچه می‌خورند مردمان و چهارپایان تا چون گرفت زمین پیرایه‌اش و زینت یافت و گمان بردند اهلش که ایشان قدرت‌دارندگانند بران آمد آن را امر ما شبی یا روزی پس گردانیدم آن را در دیده گویا که نرسته بود در زمان پیش همچنین تفصیل می‌دهیم آیتها را از برای قومی که اندیشه می‌کنند (۲۴) و خدا می‌خواند بسوی سرای سلامت و راه می‌نماید کسی را که می‌خواهد بسوی راه راست (۲۵) از برای آنها که نیکی کردند نیکی است و زیادتی و نپوشد رویهاشان را گروهی نه خواری آنها اهل بهشتند ایشان در آن جاودانیانند (۲۶) و آنان که کسب کردند بدیها را جزای بدی بمثل آنست و فرو می‌گیرد ایشان را خواری نباشد ایشان را از خدا هیچ نگهدارنده گویا پوشانیده شد رویهاشان پاره از شب تیره آنها اهل آتشند در آن جاودانیان (۲۷) و روزی که محشور می‌سازیمشان همه پس می‌گوییم از برای آنانی که شرک آوردند باشید بر جاتان شما و انبازانتان پس جدایی می‌اندازیم میانشان و خواهند گفت انبازانشان نبودید که ما را می‌پرستیدید (۲۸) پس کافیست خدا گواه میان ما و میان شما که بودیم از پرستیدن شما هر آینه بی‌خبران (۲۹) آنجا بیاید هر نفسی آنچه پیش فرستاده و باز گردانیده شوند بسوی خدا که صاحب اختیار ایشانست بحق و گم شد از ایشان آنچه بودند افترا می‌کردند (۳۰) بگو کیست روزی می‌دهد شما را از آسمان و زمین یا که مالک می‌باشد گوش و دیدها را و که بیرون می‌آورد زنده را از مرده و بیرون می‌آورد مرده را از زنده و که تدبیر می‌کند کار کاینات را پس بزودی می‌گویند خداست پس بگو آیا پس نمی‌پرهیزند (۳۱) پس آن خدا پروردگار شماست بحق پس چیست بعد از حق مگر گمراهی پس بکجا برگردانیده می‌شوند (۳۲) همچنین لازم شد کلمه پروردگارت بر آنان که فسق ورزیدند بدرستی که ایشان نمی‌گروند (۳۳) بگو آیا از شریکان شما کیست که می‌آفریند خلق را پس باز می‌آورد او را بگو خدا می‌آفریند خلق را پس باز می‌آرد او را پس بکجا برگردانیده می‌شوید (۳۴) بگو آیا از انبازان شما کیست که هدایت می‌کند بسوی حق بگو خدا راه می‌نماید مر حق را آیا پس کسی که راه می‌نماید بسوی حق سزاوارتر است که پیروی کرده شود یا کسی که هدایت نمی‌یابد مگر آنکه هدایت کرده شود پس چیست شما را چگونه حکم می‌کنید (۳۵)

غیر از این نبود که عیش این جهاندر مثل آبی است کآید ز آسمان
پس به آن آمیخته گشت و عجینخود نبات الارض که رست از زمین
یا که بعضی زآن نبات از بوالعجبمختلط گردد به بعضی زآن سبب
زآنچه مردم می خورند آن ز اختیاراز حبوب و از بقول و از ثمار
چارپایان هم خورند از آن گیاهخشک و تر یعنی علوفه سبز و کاه
تا به وقتی که زمین پیرایه اشباز بگرفت آنچه داد از مایه اش
از نمود و فرّهی کاندر نفوسبُد مزیّن در نکویی چون عروس
اهل ارض آن را ز خود پنداشتندکه بر آن قدرت مگر می داشتند
ناگه آمد امر ما شب یا که روزبهر ویرانی به ارض دل فروز
پس نمودیم آن زمین را در نظرهمچو ارض بدرویده سر به سر
باطل و برکنده و خشک و سیاهنی در او فرّی نه آثار گ یاه
چیست لَّم تَغْن که موجود او ز طمسگوییا هرگز نبوده است او به أمس
همچنین روشن کنیم آیات خویشبهر قومی که کنند اندیشه بیش
چند قول است اندر این وجه شبهگویمت تا در خرد داری نگه
اول آنکه عیش دنیا چون مطرقطع گردد بعد یک دم در نظر
یا که آن دارد شباهت بر گیاهبعد روییدن شود خشک و تباه
یا که این اوصاف یکجا با وی استلذت آن را زوال اندر پی است
بندگان را خوانده خلاّق الانامنی به دنیا بلکه بر دار الاسلام
زآنکه دنیا جای رنج و محنت استدار سالم روضۀ بیآفت است
جانب دار السلام او رهنماستهر که را خواهد برد بر راه راست
آن کسان را که نکویی کرده اندهست هم پاداش نیکو و ارجمند
حق نکویی را نکو پاداش دادبل جزاء هست از عمل صد ره زیاد
یا که حُسنَی مغفرت بی گفتگوستوآن زیادت آنکه حق خوشنود از اوست
یا زیاده حب او باشد به دلکآن فزون است از فضای آب و گل
اهل آن دار الاسلام از استنارروی ایشان را نپوشاند غبار
هم نه آثاری ز ذلّت بر جبیناین گروهند اهل جنّت خالدین
گفته اند از خوف حق رویی که اواشک چشمی ریزد اندر وی فرو
نیست او را تیرگی و ذلتیدارد از حق روشنی و نض رتی
وآنکه کردند اکتساب سیّئاتمثل آن باشد جزا شان در ثبات
پوشد ایشان را و بنشیند به رویگَرد ذلّ و افتضاح از چار سوی
نیست ایشان را نگهداری یقیناز عذاب حق تعالی یوم دین
گوییا پوشیده گشته ز اضطراررویشان در پاره های لیلِ تار
این گروهند اهل آتش جاودانکرده کسب سیّئات اندر جهان
یاد کن روزی که محشور این رمهمی شوند از نیک و بد در وی همه
جمله یا ترسید از روزی چنینیا بدانید اینکه میآید یقین
پس بگوییم آن زمان با مشرکانبا شریکان ایستید اندر مکان
پس جدایی افکنیم اندر نشانبین اهل کفر و معبودانشان
بت پرستان را بگوییم از چه رویمی پرستیدید اینان را به کوی
می بگویند این بتان ما را به خویشداعیان بودند در طاعت ز پیش
حق درآرد آن بتان را در سخنمی بگویند آن شریکان در زمن
که پرستنده ز ما هرگز شماخود نمی بودید الاّ از هوی
بودتان داعی هوی از ماسَبَقتا که شرک آرید در طاعت به حق
در شهادت بین ما کافی خداستکو خبیر از اصل و فرع ماسواست
داند او که بیخبر بودیم مااز وجود و از عبادات شما
آزماید هر کسی در آن محلآنچه بفرستاده پیش از هر عمل
نفسها گردند رد هم سوی حقچون به حق مولاست او بر ماخَلَق
گم شود از کافران آن بد سریکه از آن بودند بر حق مفتری
گو شما را کیست تا روزی دهداز سماء و ارض باشد گر خرد
ز آسمان باران بباراند به گاهوز زمین روید به هر قسمی گیاه
کیست یا ذوالقدرتی کاندر اثرآفریند در شما سمع و بصر
هم کند ز آفات یکجا حفظ آنزآنکه بس باشند اقرب بر زیان
کیست آن کآرد برون هر لحظه ویحی ز میّت، میّت از حی، پی به پی
نطفه یا دانه است آن در التفاتباشد آن ظاهر ز حیوان و نبات
کیست وآن کس کو کند تدبیر کاراهل عالم را نهان و آشکار
زود باشد پس که گویند آن خداستکآفریننده تمام ماسواست
این بود در نزد دانا احتجاجکز قبولش نیست آدم را علاج
پس بگو آیا نترسید از خداکه شریک آرید با او ز افترا
پس کسی کو راست ثابت این صفاتباشد او پروردگار ممکنات
هم شما را اوست معبود به حقپرورنده جسم و جان ماخَلَق
پس چه باشد بعد حق غیر از ضلالپس به آن گردنده گردید از نکال
همچنان کو را ربوبیّت سزاستنه جز او را که زوالش در قفاست
هم سزاوار است و واجب حکم اوبر هر آن کز حکم گردانیده رو
فاسقند و رفته اند از حد برونوصف ایشان أنَّهُم لَایُؤْمِنُون
گو که آیا از شریکان شماهست کز خلقی نماید ابتدا
آفریند خلق را یعنی ز نوبعد موتش زنده سازد بی غلو
پس هر آن کو راست این شأن و صفاتزیبد او را گر پرستندش به ذات
هم کند آغاز خلقت بی سخنهم نماید زنده بعد از موت تن
از کجا پس عقلتان هیچ ار بجاستبازگردانده شوید از راه راست
از شریکان شما گو هست کسهیچ آیا رهنما در هر نفس
تا کسی را سوی حق باشد دلیلنصب حجت ها کند از هر قبیل
گو خدا للحق به خلقان رهنماستدر کس ار فهم دلایل بر سزاست
رهنما آیا پس آن کو بر حق استبا دلایل در اطاعت الیق است
یا کسی کو خود نداند راه و چاهجز که غیرش رهنما گردد به راه
پس شما را چیست همچون می کنیددر سویّه حکم نزد عقل و دید
بین آن کس که به او یکسر شماخاصه محتاجید یا او بر شما