گنج

۱۵- آیات ۹۹ تا ۱۰۹

۴۷ بیت

وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ اَلنّاسَ حَتّی یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ (۹۹) وَ ما کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاّ بِإِذْنِ اَللّهِ وَ یَجْعَلُ اَلرِّجْسَ عَلَی اَلَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ (۱۰۰) قُلِ اُنْظُرُوا ما ذا فِی اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ ما تُغْنِی اَلْآیاتُ وَ اَلنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ (۱۰۱) فَهَلْ یَنْتَظِرُونَ إِلاّ مِثْلَ أَیّامِ اَلَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ اَلْمُنْتَظِرِینَ (۱۰۲) ثُمَّ نُنَجِّی رُسُلَنا وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ حَقًّا عَلَیْنا نُنْجِ اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۰۳) قُلْ یا أَیُّهَا اَلنّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی شَکٍّ مِنْ دِینِی فَلا أَعْبُدُ اَلَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اَللّهِ وَ لکِنْ أَعْبُدُ اَللّهَ اَلَّذِی یَتَوَفّاکُمْ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۰۴) وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ اَلْمُشْرِکِینَ (۱۰۵) وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اَللّهِ ما لا یَنْفَعُکَ وَ لا یَضُرُّکَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّکَ إِذاً مِنَ اَلظّالِمِینَ (۱۰۶) وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اَللّهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلاّ هُوَ وَ إِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلرَّحِیمُ (۱۰۷) قُلْ یا أَیُّهَا اَلنّاسُ قَدْ جاءَکُمُ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اِهْتَدی فَإِنَّما یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ (۱۰۸) وَ اِتَّبِعْ ما یُوحی إِلَیْکَ وَ اِصْبِرْ حَتّی یَحْکُمَ اَللّهُ وَ هُوَ خَیْرُ اَلْحاکِمِینَ (۱۰۹)

و اگر خواسته بود پروردگار تو هر آینه گرویده بود هر که در زمین است همه آنها تمام آیا پس تو اکراه می‌کنی مردمان را تا باشند گروندگان (۹۹) و نسزد مر نفسی را که بگرود مگر بدستور خدا و می‌گردانی ناپاکی را بر آنها که نمی‌یابند (۱۰۰) بگو بنگرید که چیست در آسمانها و زمین و کفایت آنها و بیم‌کنندگان از گروهی که می‌گروند (۱۰۱) پس آیا انتظار می‌برند مگر مانند روزهای آنان که گذشتند پیش از ایشان بگو پس منتظر باشید بدرستی که من با شما از منتظرانم (۱۰۲) پس می‌رهانیم رسولان را و آنها که گرویدند همچنین است ثابت بودنی بر ما که نجات دهیم گروندگان را (۱۰۳) بگو ای مردمان اگر باشید در شک از دین من پس نمی‌پرستم آنان که می‌پرستید از غیر خدا و لیکن می‌پرستم خدایی را که می‌میراند شما را و فرموده شدم که باشم از گروندگان (۱۰۴) و اینکه راست گردان و جهت را برای دین حقّگرای و نباش البته از شرک‌آورندگان (۱۰۵) و مخوان از غیر خدا آنچه نفع نمی‌بخشد ترا و ضرر نمی‌رساند ترا پس اگر کردی پس بدرستی که تو در این هنگام خواهی بود از ستمکاران (۱۰۶) و اگر مس کند ترا خدا بضرری پس نیست دفع‌کننده مر آن را مگر او و اگر خواهد بتو خیری پس نباشد منع کننده مر فضل او را می‌رساند آن را بهر که می‌خواهد از بندگانش و اوست آمرزنده مهربان (۱۰۷) بگو ای مردمان بحقیقت آمد شما را حق از پروردگارتان پس کسی که هدایت یافت پس جز این نیست که هدایت یافت برای خودش و هر که گمراه شد پس جز این نیست گمراه می‌شود بر خود و نیستم من بر شما کاردار (۱۰۸) و پیروی کن آنچه وحی می‌شود بسوی تو و صبر کن تا آنکه حکم کند خدا و اوست بهترین حکم‌کنندگان (۱۰۹)

ای محمّد (ص) خواهد ار پروردگارکآورند ایمان خلایق ز اضطرار
پس به ایمان آمدندی ناگزیرهر که در ارض است از برنا و پیر
پس تو آیا می کنی اکراه ناستا که ایشان بگروند از ناشناس
می نباشد هیچ نفسی را که اوبگرود الاّ به اذن او نکو
ثابت اعنی باشد اندر علم حقکیست ایمان پیشه یا باطل ورق
حق مسلط سازد ایشان را عذابکه تعقل نیستشان اندر کتاب
گو ز چشم عقل بینید و یقینچیزها را در سماوات و زمین
یعنی آن کو کز تو خواهد آیتیگو که تا بیند به چشم عبرتی
بهره بدهد بر چه چیز آیات و بیمزآن گُره که نگروند ایچ از قدیم
یعنی اندر علم حق مکتوم نیستکآورند ایمان و هم معلوم نیست
دیدن آیات و انذار رسلسود ندهد هیچشان از جزء و کل
پس نمی دارند چشم این مشرکانغیر ایّامی که بگذشت از جهان
واقعاتی که گذشت از هر مهمآن به امتها خَلَوا مِنْ قَبلِهِم
منتظر باشید گو پس بر عنامنتظر هم من بر اینم با شما
مرسلین را پس رهاندیم از بلاچون بر امتها عذاب آمد ز ما
همچنین دادیم آنها را نجاتکه در ایمان بودشان پای ثبات
انبیاء و مؤمنان را آن چنانکه رهاندیم از عذاب و امتحان
وعدة ما باشد آن بر حق و راستمؤمنان را هم نجات از امر ماست
احمد و اصحاب او یعنی نجاتهم ز ما یابند اندر نائبات
گو شما ای مردم ار دارید شکصحت دین مرا از هیچ یک
پس بنپرستم من آنان کز عمیمی پرستید آن شما غیر از خدا
می پرستم آن خدا را لیک منکو بمیراند شما را در زمن
این بود تهدیدی از حق در خطابزآنکه کافر وقت موت استش عذاب
حاصل این باشد خلاصه دین مناندر اعمال و عقاید بی سخن
پس کنید آن را به عقل خویش عرضتا چه گوید در جواب از حتم و فرض
گشته ام مأمور از دیّان دینتا که باشم از گروه مؤمنین
دیگر آنکه راست گردان روی خویشاز برای دین حق و اثبات کیش
یا که گردان راست از کل جهاتروی خود را سوی قبله در صلات
یا که ثابت باش در دین حنیفکآن بود اسلام و غیر از آن سخیف
هم مباش از اهل شرک و هم مخوانجز خدا که نیست سودی اندر آن
هیچ نبود اندر آن نفع و ضررگر کنی این پس تویی ظالم سیر
حق رساند ار بر تو کُره از هیچ سونیست آن را دفع سازنده جز او
ور که خواهد بر تو خیری هیچ پسفضل او را نیست گرداننده کس
میرساند بر عباد از هر که خواستکو غفور و مهربان و ذوالعطاست
گو که آمد بر شما ای مردماناز خدا پیغمبری بر حق چنان
تا نباشد عذری از بهر شمااندر اعمال و عقاید ز اقتضا
پس هر آن کس ره به ایمان یافت اوپس جز این نبود که اندر جستجو
راه می یابد ز بهر نفس خوددیگری را نفعی از وی کی رسد
وآنکه گمره شد جز این نبود که همگمره او بر نفس خود گشت از ستم
من نباشم مر نگهبان بر شماکِشتۀ خود بدرود هر کس به جا
پیروی کن ای محمّد (ص) آنچه وحیمیشود سوی تو اندر امر و نهی
ثابت اندر دعوت خود باش و همصبر کن بر هر چه بینی رنج و غم
صبر کن یعنی که تا یابی ظفرز امر ما بر مشرکان خیره سر
صبر کن تا حق کند حکم از یقینکو بود بر خلق خَیرُ الْحَاکِمین
سورة یونس به عون شاه جودشد تمام اکنون کنم تفسیر هود
جمله گویند اهل تفسیر و کتابمکی است این سوره، وین باشد صواب
گر کس از آیات او پرسد عددبیست و سه آیت است از بعد صد