گنج

۱۲- آیات ۷۵ تا ۸۹

۵۹ بیت

ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسی وَ هارُونَ إِلی فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیاتِنا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ (۷۵) فَلَمّا جاءَهُمُ اَلْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِینٌ (۷۶) قالَ مُوسی أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمّا جاءَکُمْ أَ سِحْرٌ هذا وَ لا یُفْلِحُ اَلسّاحِرُونَ (۷۷) قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمّا وَجَدْنا عَلَیْهِ‌ آباءَنا وَ تَکُونَ لَکُمَا اَلْکِبْرِیاءُ فِی اَلْأَرْضِ وَ ما نَحْنُ لَکُما بِمُؤْمِنِینَ (۷۸) وَ قالَ فِرْعَوْنُ اِئْتُونِی بِکُلِّ ساحِرٍ عَلِیمٍ (۷۹) فَلَمّا جاءَ اَلسَّحَرَةُ قالَ لَهُمْ مُوسی أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ (۸۰) فَلَمّا أَلْقَوْا قالَ مُوسی ما جِئْتُمْ بِهِ اَلسِّحْرُ إِنَّ اَللّهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اَللّهَ لا یُصْلِحُ عَمَلَ اَلْمُفْسِدِینَ (۸۱) وَ یُحِقُّ اَللّهُ اَلْحَقَّ بِکَلِماتِهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْمُجْرِمُونَ (۸۲) فَما آمَنَ لِمُوسی إِلاّ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلی خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی اَلْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ اَلْمُسْرِفِینَ (۸۳) وَ قالَ مُوسی یا قَوْمِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ فَعَلَیْهِ تَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُسْلِمِینَ (۸۴) فَقالُوا عَلَی اَللّهِ تَوَکَّلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ اَلظّالِمِینَ (۸۵) وَ نَجِّنا بِرَحْمَتِکَ مِنَ اَلْقَوْمِ اَلْکافِرِینَ (۸۶) وَ أَوْحَیْنا إِلی مُوسی وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّء‌ا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اِجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً وَ أَقِیمُوا اَلصَّلاةَ وَ بَشِّرِ اَلْمُؤْمِنِینَ (۸۷) وَ قالَ مُوسی رَبَّنا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوالاً فِی اَلْحَیاةِ اَلدُّنْیا رَبَّنا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اِطْمِسْ عَلی أَمْوالِهِمْ وَ اُشْدُدْ عَلی قُلُوبِهِمْ فَلا یُؤْمِنُوا حَتّی یَرَوُا اَلْعَذابَ اَلْأَلِیمَ (۸۸) قالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقِیما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِیلَ اَلَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ (۸۹)

پس برانگیختیم از بعد ایشان موسی و هارون را بسوی فرعون و جماعتش بآیتهای ما پس سرکشی کردند و بودند گروهی گناهکاران (۷۵) پس چون آمد ایشان را حق از نزد ما گفتند بدرستی که این هر آینه سحریست آشکار (۷۶) گفت موسی آیا می‌گویید مر حق را چون آمد شما را آیا سحر است این و رستگار نمی‌شوند جادوگران (۷۷) گفتند آیا آمدی ما را تا بگردانی ما را از آنچه یافتیم بر آن پدران خود را و باشد مر شما دو را بزرگی در زمین و نیستیم ما مر شما دو را گروندگان (۷۸) و گفت فرعون بیاورید نزد من هر ساحر دانایی را (۷۹) پس چون آمدند ساحران گفت مر ایشان را موسی بیندازید آنچه شمایید اندازندگان (۸۰) پس چون انداختند گفت موسی آنچه آوردید آن را سحر است بدرستی که خدا زود باشد که باطل کند آن را بدرستی که خدا بسامان نیاورده کار فسادکنندگان را (۸۱) و ثابت می‌گرداند خدا حق را بکلماتش و اگر چه ناخوش داشته باشند گناهکاران (۸۲) پس ایمان نیاورد بموسی مگر فرزندانی از قومش بر ترسی از فرعون و جماعت خودشان که سیاست کند ایشان را و بدرستی که فرعون هر آینه غالب بود در زمین و بدرستی که او بود هر آینه از اسراف‌کاران (۸۳) و گفت موسی ای قوم من اگر هستید ایمان آورده‌اید بخدا پس بر او توکل کنید اگر هستید منقادان (۸۴) پس گفتند بر خدا توکل کردیم پروردگار ما مگردان ما را فتنه از برای گروه ستمکاران (۸۵) و نجات ده ما را برحمت خود از گروه کافران (۸۶) و وحی کردیم ما بسوی موسی و برادرش که جای بازگشت گیرید از برای قومشان بمصر خانه‌ها و بگردانید خانه‌های خود را قبله و برپا دارید نماز را و مژده ده گروندگان را (۸۷) و گفت موسی پروردگار ما بدرستی که تو داده فرعون و جماعتش را مایۀ آراستگی و مالهایی در زندگانی دنیا پروردگار ما تا گمراه گردانند از راه تو پروردگار ما اجرای محو کن بر مالهاشان و سخت گیر بر دلهاشان پس ایمان نیارند تا به بینند آن عذاب دردناک را (۸۸) گفت بتحقیق اجابت کرده شد دعای شما پس ثابت باشید و از پی مروید راه آنان را که نمی‌دانند (۸۹)

بعد از ایشان هم فرستادیم زودموسی و هارون به فرعون عنود
یعنی از بعد رسولان بالوضوحکآمدند آنها پیاپی بعد نوح
بعد آنها سوی فرعون آمد ندموسی و هارون ز حق بر وعظ و پند
با علاماتی بزرگ از نزد ماچون ید بیضاء و تورات و عصا
وآن گُره گردن کشیدند از قبولجرمشان چون بود حاجب بر عقول
پس چو آن هنگام آمد قول حقسویشان از نزد ما بر یک نسق
پس بگفتند این است سحری آشکارگفت موسی از تعجب و اعتبار
امر حق را کآمد از حق بر شماسحر می گویید آیا ز اجترا
این نه جادو بلکه آیات حق استجادویی ها ز آیتم بی رونق است
مانم آیا من بر آن جادوگرانکآیتم روشن تر است از اختران
من نه جادوگر، رسول حضرتمخوار گردد جادو ییها ز آیتم
جادویی باشد سراب ار مردمیچیست آن با کوثری و قلزمی
من به جادویان کجا باشم شبیهاین نگوید غیر نادانی سفیه
ساحران فیروز و غالب کی شوندپیش بحر این قطره ها لاشیء شوند
می بگفتند آمدی آیا به مابازمان تا داری از راه و رجا
بازگردانی از آنچه بیگمانیافتیم آباء خود را ما بر آن
تا که باشد کبریائی همچنینمر شما را بعد ما اندر زمین
ما شما را نیستیم از پیروانهم نیابید آنچه خواهید از جهان
گفت فرعون آورید از هر کجاساحری دانا مرا بر مدعا
ساحران را جمع کردند آن چنانکه بیان گردید در اعراف آن
پس مقابل چون شدند آن ساحرانگفتشان موسی در اندازید هان
آنچه را کافکندگانید از فنونتا شود پیدا حق از باطل کنون
پس چو افکندند جادویان ز کفریسمانها و عصاها هر طرف
گرم شد زیبق به شکل مارهاآمد اندر جنب و جو ز اطوارها
گفت موسی آنچه را کآورده ایدهست سحری ک این چنین خود کرده اید
زود باشد که خدا سازد تباهآنچه ظاهر کردهاید از اشتباه
زآنکه حق نارد به اصلاح و ثباتکارهای مفسدان را از جهات
لیک من خود عزم آنسان کرده امتا کند ثابت هر آنچه آورده ام
زآن سخنها که به من فرموده اوراه نصرتها به من بنموده او
گرچه زآن باشند کاره مجرماناوست وافی عهد خود را بی گمان
پس نیاوردند ایمان خود به ویجز که فرزندان قومش پی به پی
وآن چنان بودی که چون با بیّنهسوی مصر از مدین آمد یک تنه
کرد دعوت او بر اسرائیلیانجز جوانان ز او نپذرفتند آن
زآنکه از فرعونشان می بود بیموز ملأ کافتند در فتنه عظیم
بود مر فرعون طاغی در زمینهم ز حد بگذشتگان، وز مسرفین
گفت موسی مؤمنان را چونکه دیداندر ایشان خوفی از وی بر مزید
کای گروه من شما را گر به حقباشد ایمان چیست بیم از ماخَلَق
پس به حق با ید نمایید اتکالگر که منقادید او را در فعال
بگذرید اعنی که از خوف و رجاواگذارید امر خود را بر خدا
آن توکل باشد ار داری طلبکه نبینی جز مسبب از سبب
قوم پس گفتند کردیم از ولاما به جان و دل توکل بر خدا
می مکن ما را تو ای پروردگارآزمایش بر گروهی ظلم کار
هم خلاصی ده به بخشش های خویشبازمان از کافران زشت کیش
گفت موسی تا کنند آنها بنابهر طاعت مسجد اندر خانه ها
وحی زآن فرمود کردیم از یقینما به موسی و برادرش این چنین
که فراگیرید جای بازگشتبهر قوم خود برای بازگشت
خانه ها در شهر مصر اندر خفایمسجد اعنی بهر طاعت از خدای
هم شما و قومتان در هر شئونخانه ها را قبله سازید از درون
هم بپا دارید در آنها صلاتده بشارت مؤمنان را بر نجات
گفت موسی دادی ای پروردگارتو به فرعون و گروهش بی شمار
در حیات دنیوی مال و متاعزینت و اموال و املاک و ضیاع
دادی اینها کافکنند اندر ضلالبندگانت را ز راهت لامحال
رَبّنَا اطْمِس عَلَی أموَالِهِمسخت بر دلهایشان گیر از مهم
تا که بر ایمان نیابد انشراحهم ببینند آن عذاب و افتضاح
گفت حق کردم ز سرّ مامَضیاز تو و هارون اجابت این دعا
پس شما باشید بی تشویش و بیمدر طریق دعوت خود مستقیم
پیروی نکنید هم اندر پسندراه آنان را که در نادانیند
علم یعنی نیستشان باری به وقتکه بود موقوف هر کاری به وقت
حاصل آنکه صبر باید در امورکآنچه تقدیر است آید در ظهور