گنج

۱۱- آیات ۶۵ تا ۷۴

۵۲ بیت

وَ لا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ اَلْعِزَّةَ لِلّهِ جَمِیعاً هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْعَلِیمُ (۶۵) أَلا إِنَّ لِلّهِ مَنْ فِی اَلسَّماواتِ وَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ وَ ما یَتَّبِعُ اَلَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّهِ شُرَکاءَ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ اَلظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّ یَخْرُصُونَ (۶۶) هُوَ اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ اَلنَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (۶۷) قالُوا اِتَّخَذَ اَللّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ هُوَ اَلْغَنِیُّ لَهُ ما فِی اَلسَّماواتِ وَ ما فِی اَلْأَرْضِ إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا أَ تَقُولُونَ عَلَی اَللّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (۶۸) قُلْ إِنَّ اَلَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اَللّهِ اَلْکَذِبَ لا یُفْلِحُونَ (۶۹) مَتاعٌ فِی اَلدُّنْیا ثُمَّ إِلَیْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِیقُهُمُ اَلْعَذابَ اَلشَّدِیدَ بِما کانُوا یَکْفُرُونَ (۷۰) وَ اُتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ یا قَوْمِ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکُمْ مَقامِی وَ تَذْکِیرِی بِآیاتِ اَللّهِ فَعَلَی اَللّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَکُمْ وَ شُرَکاءَکُمْ ثُمَّ لا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اُقْضُوا إِلَیَّ وَ لا تُنْظِرُونِ (۷۱) فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّ عَلَی اَللّهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ اَلْمُسْلِمِینَ (۷۲) فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی اَلْفُلْکِ وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ وَ أَغْرَقْنَا اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا فَانْظُرْ کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ‌ اَلْمُنْذَرِینَ (۷۳) ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلی قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ کَذلِکَ نَطْبَعُ عَلی قُلُوبِ اَلْمُعْتَدِینَ (۷۴)

و نباید اندوهگین کند ترا گفتار ایشان بدرستی که عزت مر خدا راست همگی اوست شنوای دانا (۶۵) آگاه باشید بدرستی که مر خدا راست هر که در آسمانها و هر که در زمین است و پیروی نمی‌کند آنان که می‌خوانند از غیر خدا شریکان را پیروی نمی‌کنند مگر گمان را و نیستند ایشان مگر آنکه دروغ می‌گویند (۶۶) اوست که گردانید برای شما شب را تا آرام گیرید در آن و روز را بینش دهنده بدرستی که در آن هر آینه آیتهاست از برای جمعی که می‌شنوند (۶۷) گفتند گرفت خدا فرزندی پاکیش را اوست بی‌نیاز مر او راست در آسمانها و آنچه در زمین است نیست نزد شما هیچ حجتی باین آیا می‌گویند بر خدا آنچه نمی‌دانند (۶۸) بگو بدرستی که آنان که می‌بندند بر خدا دروغ را رستگار نمی‌شوند (۶۹) مایه تعیشی است در دنیا پس بسوی ماست بازگشت ایشان پس می‌چشانیم ایشان را عذاب سخت ببودنشان که کافر می‌شدند (۷۰) و بخوان بر ایشان خبر نوح چون گفت مر قومش را ای قوم من اگر باشد که عظیم آمده باشد بر شما اقامتم و پند دادنم بآیتهای خدا پس بر خدا توکل کردم پس گرد آورید کارتان را و انبازانتان را پس نباید که باشد کارتان بر شما پوشیده یا اندوه پس گذارش دهید بسوی من و مهلت بدهید مرا (۷۱) پس اگر اعراض کردید پس نخواستم از شما هیچ مزدی نیست مزد من مگر بر خدا و فرموده شدم که باشم از مسلمانان (۷۲) پس تکذیب کردندش پس رهانیدیم او را و هر که بود با او در کشتی و کردیم ایشان را جانشینان و غرق کردیم آنها را تکذیب کردند آیتهای ما را پس بنگر چگونه بود انجام کار بیم‌داده‌شدگان (۷۳) پس برانگیختیم از بعد او رسولان بسوی قومشان پس آمدند ایشان را بآیتها پس نبودند که بگروند بآنچه تکذیب کردند آن را از پیش همچنین مهر می‌نهیم بر دلهای تعدی‌کنندگان (۷۴)

تا نگردی ای رسول اندوهگیناز کلام اهل شرک و اهل کین
زآنکه عزّت جمله باشد از خدااوست غالب بر تمام ماسوی
مر تو را در عزّ دین یاری کنددر هر آن حالت مددکاری کند
بشنود گویند هر چه از هزل و جدهم بداند نیّت هر یار و ضد
می بدانید اینکه هست از حق یقینهر که هست اندر سماوات و زمین
در سماوات از ملایک بر نشاندر زمین از آدمی وز غیر آن
پیروی ایشان نمایند از چه چیزکه جز او را داعیند از بی تمیز
یعنی آنها را که از جهل و ضلالکرده اند ایشان شریک ذوالجلال
پیروی نکنند جز پندار خویشکاذبند الاّ که در گفتار خویش
اوست کو گرداند یعنی آفریدبر شما شب را و کرد اینسان پدید
تا در او یابید آرام و قرارکرد روشن روز را از بهر کار
تا در انجام مهمّات از تماماندر آن یابید با بینش قیام
باشد از آیات حق این روز و شببهر قومی کاشنوند اقوال رب
این چنین گفتند قومی بی رشدکه خدا بگرفته بهر خود ولد
ذات حق پاک است از فرزند و جفتاین سخن جز احمقی هرگز نگفت
او بود در ذات پاکش بی نیازاز شریک و جفت و از فرزند باز
هست یکجا زآن غنی بی قرینآنچه هست اندر سماوات و زمین
نیست نزدیک شما ای مشرکانحجتی کو راست فرزندی عیان
هیچ می گویید آیا بر خداآنچه را دانا نه اید از افترا
گو ، هر آن کس بر خدا بندد دروغرستگاری نیست هیچش یا فروغ
این است بهره کم ز دنیا بی سندیعنی این نسبت که هست او را ولد
پس به سوی ماست برگشت و ایابسخت ایشان را چشانیم از عذاب
زآنکه بر توحید و بر حشر و کتابمی شدندی کافر از هر فصل و باب
می بخوان از نوح بر ایشان خبرچونکه گفت او قوم خود را در حضر
کای گروه ار بر شما باشد گرانبودن من مر شما را در میان
گفتنم یا مر شما را وعظ و پندبا علامت های روشن گاه چند
پس نمودم من توکل بر خداجمع پس گردید امر خویش را
اتفاق اعنی کنید و انجمنبر هلاک و قتل و ضرب و طعن من
با شریکانی که دارید از بتانیاوری خواهید در هر کار از آن
پس نباشد بر شما امر شماقصدتان پوشیده یعنی در خطا
نی که مکر اندر هلاک من کنیدبلکه آن را ظاهر و روشن کنید
ثُم اقۤضُواْ آورید اعنی بجادر حق من آنچه خواهید از جفا
هم نباید تا مرا مهلت دهیدزآنچه با هم وعده در خلوت دهید
در توکل نوح بُد ثابت قدمبا وجود خصم افزون، یار کم
این چنین میگفت با قوم عنیداین نبود الاّ ز حُسن اعتمید
پس بگردانید از من گر که رویوز قبول قول من در گفتگوی
در رسالت بر ادای حقّ خویشاز شما اندک نخواهم مزد و بیش
نیست مزد الاّ ز حق در دعوتمهم جز او نبود پناه از محنتم
گشته ام مأمور از حق در یقینتا که باشم از گروه مسلمین
داشتندی قوم او را بر دروغبودشان چون اصل و گوهر بی فروغ
نوح را پس ما رهاندیم از عذابوآنکه با او بود در فُلک از لباب
اهل کشتی گفته اند از مرد و زنبوده اند از مؤمنان هشتاد تن
پس بگرداندیم ایشان را یقینما ز پس واماندگان اندر زمین
غرق کردیم آن دگرها را تماماندر آن طوفان ز وجه انتقام
بُد چو بر آیات ما تکذیبشانیافت طوفان دست بر تعذیبشان
پس نگر کانجام کار منذرینبر چگونه است ار تویی دانا بر این
پس برآوردیم بعد از وی رسلسوی هر قومی و خلقی در سبل
پس شدند آنها به امتها گسیلبا نشان و معجزات از هر قبیل
پس نبودند آن امم در هر زمانکآورند ایمان بدان پیغمبران
زآن سبب کایشان به تکذیب رسلپیش از این بودند اندر جزء و کل
بودشان تکذیب یعنی رسم و راهنی که یابند از کلامی انتباه
همچنین ما بر قلوب معتدینمُهر بنهیم از نشان نظم و دین