شمارهٔ ۴
خویش مکن زمانهان خیز و بیا سخن بگورمزی از آب لب و دهان بیلب و بیدهن بگو
عشق ترا چو سرجان از همه کس کنم نهاننیست منی در این وصف رخت بمن بگو
از دل خویش بوی تو میشنوم بموی تومیکشدم بسوی تو زلف تو زانشکن بگو
سر و قدا قیام کن در دل ما خرام کنرخ بنما کلام کن گرد گل از چمن بگو