شمارهٔ ۳۹
عدد صدراعظم ار خواهیهست بیشک هزار و سیصد و پنج
نود و یک پس از هزار و دویستعدد نام اوست در فرهنج
صدراعظم شد اندرین تاریخآنکه ویرانهها از او شد گنج
چون فزائی براین عدد ده و چارصدراعظم شود به فکر بسنج
یعنی از لطف چارده معصومیافت این منصب نکو بیرنج
چشم بختش نبیند از ایامجز بگیسوی بار پیچ و شکنج
هر دو خصم افکنند و میدان تازفارس رزم و مهره شطرنج
لیک آن غازی است و این بازیآن بود معجز این بود نیرنج
اختصاصش ز هر کسی است چنانکذوق عشق از خمار بذرالبنج