گنج

شمارهٔ ۲

۴ بیت
بنما رخ و فرخ کن ایمه می‌ مینو رابنشین خوش و خلخ کن بفشان گل گیسو را
در زلف چسان بستی یک سلسله مجنونرادر چشم کجا دادی جا اینهمه جادو را
چشمی که بگرداندی در دیده ما ماندییعنی که نه هر چشمی دارد رم آهو را
حرفی بزبان خود با طره مشکین کوآور بزبان با دل مینای سخنگو را