شمارهٔ ۲۹
در عشق تو آن بهره که حاصل شود آخرخونیست که جاری به رخ از دل شود آخر
مژگان تو صف بسته چنین بی سببی نیستبر هم زن صد قوم و قبایل شود آخر
بر زلف تو دلبستگی ما به خطا نیستدیوانه گرفتار سلاسل شود آخر
اول به غمت سهل سپردم دل و غافلکز زلف تو کارم همه مشکل شود آخر
جز فکر تو از خاطر و جز یاد تو از دلچون نقش بر آبست که زایل شود آخر
هر طعنه که زد خال تو بر هستی عشاقسهلست اگر حل مسائل شود آخر
در راه غمت جان بسپردیم و روا بودگر در طلبت طی مراحل شود آخر