گنج

بند ۸۲

۱۵ بیت
چون صدر دین امام مبین مقتدای راددل سان وحید در صف کرببلا فتاد
آمد به خیمگه پی بدرود اهل بیتتسکینشان به صبر و تسلی به اجر داد
هم در وداع حمد خدای مجید کردز آن پس زبان به نعت رسول امین گشاد
پس بر فزع وعید و مالی بزرگ راندبر صابری نوید ثوابی شگرف داد
بگشود عقد خاطر و بربست رای حربدل سرد از جدایی و جان گرم بر جهاد
پا در رکاب سخت و لگامش به دست سستپهلو نبی برابر آن ناکسان ستاد
اتمام حجت از همه در کرده گفت پسهان ای سر سپه پسر سعد شوم زاد
بیگانه ز آشنای قدیمی کرانه جویدرباره منت چه شد آن مایه اتحاد
چون شد که سال های درازت زیاد رفتآن دعوی ارادت و آن لاف اتحاد
عزمت چرا سوابق صحبت به پا فکندحزمت چرا سو الف الفت ز کف نهاد
تعریف جاه و منصب و مالت گر از غروریک باره رفت آیت قربی چرا ز یاد
با ما مصاف و لاف مسلمانی ای عجبلعنت بر این نفاق کند شرک و ارتداد
گفتم هر آنچه قابل آنی ولی چه سوداندرز من به گوش قبول تو بود یاد
برداشت هر که کامت و نافت هر آنکه چیدبالفطره کاش دست و زبانش بریده باد
چار اسبه رو به آتش ممدود می رویهشدار هان که پشت به مقصود می روی