گنج

بند ۶۱

۱۵ بیت
دردا که بعد واقعه ی کربلا هنوزاز کین پر است سینه ی اهل جفا هنوز
با این خطا که خواست ندانم برای چیستتأخیر امر محشر و حکم جزا هنوز
خون دو عالم ار همه ریزند در قصاصاین قتل را وفا نکند خون بها هنوز
خود گر نبود جان جهان آن جهان جانپس چیست کز میان نرود این عزا هنوز
بر قصه های کهنه و نو قرن ها گذشتهر روز تازه تر بود این ماجرا هنوز
چون مشک بوی خون به مشام آمد ای عجباز خاک و ریگ ناحیه ی نینوا هنوز
گر گوش هوش سوی حریمش فرا دهیخواهی شنید صیحه ی وا احمدا هنوز
اعضای وی به تیغ ستم منقطع ز هماجزای آسمان و زمین جا به جا هنوز
دشمن به قصد بر تن چاکش ستور تاختخاکم به سر نکرده سر از تن جدا هنوز
برکشته اش به عمد فرس راند و نرم ساختو این را به کیش خویش نخواندی خطا هنوز
معمار عرش و فرش درآمد ز پا دریغوین عرش و فرش سایر و ثابت به جا هنوز
گرم اسیری حرمش خصم و او زدیچون مرغ سر بریده به خون دست و پا هنوز
تا آسمان کشیده کمان درکمین حقالا به عمد نامده تیری خطا هنوز
نعش تو پایمال و بنات تو دستگیراما بنات نعش فلک خودنما هنوز
کوری نگر که روز به خون خدا بلنددستی که بود شب به خدا در دعا بلند