گنج

شمارهٔ ۲۲

۴۰ بیت
دمید از طرف گردون ماه ماتمواویلا
که باز آمد محرم
رسید از نو جهان را نوبت غمواویلا
که باز آمد محرم
چو زلف تو عروسان تتاریواویلا
ز تاب بی قراری
پریشان شد دگر اوضاع عالمواویلا
که باز آمد محرم
زمین را راست آمد کارزاریواویلا
شمار سوگواری
فلک را پشت از این تیمار شد خمواویلا
که باز آمد محرم
چو احوال دل از کف داده گان بازواویلا
ازین اندوه جان تاز
جهان را ساز و سامان رفته درهمواویلا
که باز آمد محرم
سپهر سخت روی از سست راییواویلا
ز فرط بی حیایی
چه خصمی داشت با اولاد آدمواویلا
که باز آمد محرم
نبینی مرد و زن را پیر و برناواویلا
به جز زاری و غوغا
نهان و فاش اگر افزون اگر کمواویلا
که باز آمد محرم
گر اینستی سرشک اشکبارانواویلا
که بینی رشک باران
دو عالم را برد سیل دمادمواویلا
که باز آمد محرم
سرا پا گیتی از اشک جگرگونواویلا
که شرم نیل و جیحون
شود ویران زنی تا چشم برهمواویلا
که باز آمد محرم
درین ماتم خروشان مست و مستورواویلا
همه محروم و محسور
به حسرت عاقل و دیوانه توأمواویلا
که باز آمد محرم
از این پس زیبد ار باشم صفاییواویلا
درین ماتم سرایی
به افغان هم زبان با ناله همدمواویلا
که باز آمد محرم