شمارهٔ ۲
شه لب تشنه ی بی غمگسارم پدرسرور سینه محزون زارم پدر
شهید بی کفن آه ای پدر جانبه خونت غرقه تن افتاده عریان
شدت سر به نی برتنت چاک به خون در
بر جای بالین زرت واویلاشدخاک خواری بسترت واویلا
شه اقلیم غم آخر سرت کو پدرسپهدارت کجا شد لشکرت کو پدر
قتیل خنجر کین یاورانتذلیل قید دشمن دخترانت
بدن چاک کفن خاکستم کش تعبناک
میر علمدارت چه شد واویلااولاد و انصارت چه شد واویلا
سرت بر نیزه چون مه جلوه گر شد پدرتنت در لجه چون بط غوطه ور شد پدر
به داغت جامه ی جان چاکم اولیوزین غم بر سر من خاکم اولی
به یکبار شدم خوارنه محرم نه غمخوار
چاک گریبانم نگر واویلاآهنگ افغانم نگر واویلا
یکی از روی میدان کن نگاهم پدربه سیلاب سرشک و سوز آهم پدر
سرشکم موج خون انگیخت بر خاکفغانم برد دود دل بر افلاک
دم آمیز یم انگیزجگرسوز شرربیز
مژگان گهر ریزم ببین واویلاافغان فلک خیزم ببین واویلا
صفایی زین رزیت در فغان شد پدربه استدعای بخشایش نوان شد پدر
که فرمایش در محشر عنایتکنی احوالش از رحمت رعایت
نبخشی گر آنجاگناهش سراپا
طومار اعمالش سیه واویلاسامان احوالش تبه واویلا