گنج

شمارهٔ ۱

۱۲ بیت
تا کی ای کوکب این ستمکاریآخر آرزمی فلک زین دلازاری
چند در دورانت ای چرخ زنگاریدودهٔ عزت همی از تو در خواری
هر امیری را رو به جنگ آمدپشت خاک از خون او لاله رنگ آمد
هر صغیری را حلق و لب پارهتیر پستان، شیر خون، خاک گهواره
هر شهیدی را رخ به خاک افتاداز سم اسبان تنش چاک چاک افتاد
هر قتیلی را زین چو وارون شدکسوت از خاک سیاه خلعت از خون شد
هر عزیزی را رنج خواری هادر زمین و آسمانش قطع یاری ها
هر مریضی را تن به تاب آمدصبح و شامش خون و خاک خورد و خواب آمد
هر غریبی را ناله بر گردونو اشک مرجان رنگش از دیده بر هامون
هر اسیری را خون روان از دلناقهٔ عریان از او مانده پا در گل
هر یتیمی را کف و مو بر سرپیش چشم ناکسان پرده و معجر
شد صفایی راخاطر خرمدر غم لب‌تشنگان محفل ماتم