گنج

بخش ۸ - جواب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۳۲ بیت
قیامت باشد ای یاران تجریدرجوع کثرت اشیا بتوحید
چو وحدت راست کرد از غیب قامتبپا شد راستی قد قیامت
چه داری انتظار روز محشربود انسان کامل حشر اکبر
محمد گفت کز حق نیستش بینشدم مبعوث با ساعت کهاتین
بدان بعثت قد توحید شد راستقیامت نقد وقت احمد ماست
حقیقت گشت مشهود و مبرهنقیامت شد هویدا روز روشن
احد چون گشت ساری گشت بیحدیکی معدود شد بیرون شد از عد
محیط جود مطلق گشت انهاریکی بود از تموج گشت بسیار
بهر جوئی ازین دریاست آبیبهر جامی ازین یک خم شرابی
بهر کوئی ازین میخانه مستینظر بازی حریفی می پرستی
میان ساقی و این مست ره نیستاگر بوسد لب لعلش گنه نیست
بتابد آن شکنج زلف بر چنگبگیرد در بغل معشوق را تنگ
ببیند روی جان با دیده دلفرود آید حقیقت را بمنزل
نبیند غیر او در دار دیاربچشم یار بیند طلعت یار
چو پیدا شد امارات ولایتقیامت را قیام اوست آیت
قیامت قامت آن سرو قامتکه در توحید ذاتستش اقامت
شود ذرات محو نور خورشیدبپیش کاملی کش چشم دل دید
وجود ذره در خورشید لا شدچو نور خور قیامت بر ملا شد
بلند و پست اسما و صفاتندهمه مستغرق توحید ذاتند
ولی آن ذات را باشد مراتبدو هستی نیست در مطلوب و طالب
بود یک هستی صاحب تشاء/نشه تلوین و سلطان تمکن
نه در تلوین نه در تمکین نه خارجکند در خویشتن طی معارج
نه اسم ظاهر آید سوی باطنبخود در خود کند سیر مواطن
همانکو آخرستی اوست اولنباشد ذات او هرگز معطل
ز حق در حق بذات حق کند سیرببام حق نپرد خلق را طیر
پر مرغ هیولانیست گلناکنپرد در هوای عالم پاک
ز ذات حق بذات حق دلیلستخدا باشد چه جای جبرئیلست
بچشم آنکه حق بینست دائمخدایی پرده و حشرست قائم
ولی اسماء حق جزوند و کلندز کل شد منفصل اجزا بذلند
بود این دعوت و حشر و توسلرجوع جمله اجزا جانب کل
بود این حشر از اسمی باسمینه جانی نیست خواهد شد نه جسمی
ولی تبدیل گردد جسم با جانبود این سر یوم حشر رحمن