شمارهٔ ۸۷
دل ناخدای بحر تماشای دیگر استاین گوهر یگانه ز دریای دیگر است
داغ تو کی به هر دل و هر سینه جا کنداین لاله زیب و زینت صحرای دیگر است
ز آب عنب کس این همه مستی نمی کندکیفیت من از می و مینای دیگر است
زاهد از این عبادت ظاهر چه فایدهتن در میان مسجد و دل جای دیگر است
در هر طرف که می نگری از میان خلقفریاد و شور و ناله و غوغای دیگر است
ذکر طریق عشق، کریم و رحیم نیستورد بلاکشان تو اسمای دیگر است
باور مکن که در دو جهان صاحب سخندرویش دیگر است و سعیدای دیگر است