گنج

شمارهٔ ۶۲

غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خوابتا نیفشاند سحر بر روی گل شبنم گلاب؟
شورش دیوانه از زنجیر کی کم شودمی تواند منع جوش بحر سازد موج آب؟
در ترقی می شود حرص از هجوم مال و جاهتشنگی افزون شود نزدیک چون گردد سراب
دعوی میخانه در میخانه گردد باز صافکی نشنید بر زمین موجی که برخیزد ز آب؟
رفته از خود خویش را بیند سعیدا بر درتکی بود یارب که گردد این دعایش مستجاب؟