گنج

شمارهٔ ۵۶۲

قافیه: اتونمودی۷ بیت
ای که از قدرت تویی حسن آفرین تازه ایباز از روی کرم بنما جبین تازه ای
جلوهٔ معشوق چون هر دم به رنگی دیگر استمی توان هر روز پیدا کرد دین تازه ای
کس نمی داند جهان را چیست از تبدیل وقتهر زمان این دست دارد آستین تازه ای
می کند احیا به رنگی خاندان کفر راهر نفس می افکند بر زلف، چین تازه ای
روبرو با خلق گشتن طرفه کار مشکلی استباید ای آیینه روی آهنین تازه ای
دلنشین یاری خدا از عیب بنماید مگردر مکان کهنه می خواهم مکین تازه ای
فکرها کردم سعیدا در سخن تا یافتماز برای گلشن معنی زمین تازه ای