گنج

شمارهٔ ۵۴۹

قافیه: انشدمنشستهنشسته۴ بیت
خیالم تا به سرو قامت او گشته هم زانوگهی با مه برابر می زند گه با فلک پهلو
چنان از صورت آدم گریزانم که در معنینمی خواهم که باشد پیش رو آیینهٔ زانو
ز بیم تیر مژگان ای دلا در زلف جا کردیاگر مردی بیا و جای کن در گوشهٔ ابرو
سعیدا گفتگوها داشت از موی میان اوبسی من گرد واگشتم ندارد آن کمر یک مو