گنج

شمارهٔ ۴۶۵

قافیه: انخودبردم۷ بیت
همچو بلبل آشیان گر در چمن می‌داشتمصد زبان سرخ چون گل در سخن می‌داشتم
همچو زیر بار خود کی می‌شدم زار و ضعیفبار عالم گر به دوش خویشتن می‌داشتم
تا نمی‌دیدم ز غربت سردوضعی‌ها به کارچون سمندر کاش در آتش وطن می‌داشتم
در کمر سنگ قناعت هیچ تأثیری نکردکاش من سنگ قناعت در دهن می‌داشتم
عندلیب باغ خاموشی نمی‌گشتم چنینهمچو طوطی من اگر میل سخن می‌داشتم
یوسف مقصود را می‌یافتم هرجا که بودرهبری گر همچو بوی پیرهن می‌داشتم
کی سعیدا می‌بریدم کف ز خجلت چون ترنجگر به دست خویش من سیب ذقن می‌داشتم