شمارهٔ ۴۵۷
کی شود با بوالهوس آن کاشف اسرار راممی دهد بی نشئه را پیر مغان از باده جام
وقت رفتن از جهان [و] روز محشر در میانیا رسول الله شفاعت یا خدا حسن الختام
صحبت ناقص کجا با کاملان آید برونمی تواند کرد دانا در دل دانا مقام
باده ممنوع است ای مفتی و مال غیر نی؟از کجا معلوم گردید این حلال و آن حرام
طرفه صیادی است چرخ از مکر او غافل مباشدانه ظاهر کرده و در خاک پنهان کرده دام
عمرها کردیم ضایع تا که شد این رمز فاشعابدی کاری است مبهم زاهدی کاری است خام
نیست ما را با کسی در نعمت حق گفتگوباده با ما رزق و روزی باد با زاهد طعام
بر صفات یار [و] بر اسمای او عارف نشدتا نشد عریان سعیدا از لباس ننگ و نام