شمارهٔ ۴۲۹
به دلی سخت و دلی نرم نظر دارد عشقبه نگاه از دل فولاد گذر دارد عشق
هر کجا پای نهد جای محبت خالی استمنزل و خانه به هر کوه [و] کمر دارد عشق
گفت نرگس که به چشمم بنشین لاله شنیدسر فرو کرد که نی جای به سر دارد عشق
می کشد می شکند می کشد و می سوزدگر جهان یک طرف افتد چه خطر دارد عشق
نی همین دست به تاراج غریبان داردآسمان را چو زمین زیر و زبر دارد عشق
تا محبت نبود اهل محبت نشویهر کجا هست دلی خوب خبر دارد عشق
گه به یک عیب دو صد فضل عطا می سازدنی همین سعی به پاداش هنر دارد عشق
عقل در کار جهان است سعیدا شب و روزلیک بیرون ز جهان کار دگر دارد عشق