گنج

شمارهٔ ۴۱۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: اف۹ بیت
ای ز ایراد قلم هم نفسانت مرفوعتابعانت به همه طبع و طبایع مطبوع
ذات او تا به صفت غیر خودی پیدا کردچون تویی در کرم و خلق نیامد به وقوع
تا صول سبق حال گرفتم از عشقعلم ماضی و مضارع به نظر گشته فروع
هر چه گاهی که نظر بر رخ او می افتدمی کنم از ته دل سورهٔ اخلاص شروع
میل آن گوشهٔ ابرو به نگاه عجز استنیست مقبول نمازی که در او نیست خشوع
مهر ورزیدن این ماهوشان عین خطاستباده ای نوش که کیفش نبود نامشروع
بر نسب فخر و حسب تکیه حرام است حرامخودپرستی به همه دین و مذاهب ممنوع
بازگشت است رسیدن به خدا راه درستکه به مطلب نرسیده است کسی جز به رجوع
طالعت گرچه سعیدا شده ابری خوش باششاید آن ماه ز بخت تو کند باز طلوع