گنج

شمارهٔ ۳۸۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ریراچهکندکس۹ بیت
پای انداز ز پا افتاده دامان است بسدستگیر دست کوتاهان گریبان است بس
در طریق آخرت دنیا نمی آید به کارزاد این ره تا قیامت عهد [و] پیمان است و بس
هیچ دستی بر گریبان فلک راهی نیافتاین لباس تنگ سر تا پای دامان است بس
لطف معنی را دل مجروح می داند که تیغجلوه گر امروز در زخم نمایان است بس
کشتی تن از نگاه تند می پیچد به خودچین پیشانی در این جا موج طوفان است بس
کاستن ها در پی است ای ماه بالیدن چراهر که سودی می کند امروز نقصان است بس
جهل بی اندازه در دنیا کلید دولت استخصمی دنیا همین با اهل عرفان است بس
لطف بی حد و حساب یار ما را کشته استشکوه از دردی که ما داریم درمان است بس
نیست قابل فیض مطلق را سعیدا غیر تو«علم الاسما» همین در باب انسان است بس