گنج

شمارهٔ ۳۱۳

لعلش که کار بوسه به انداز می‌کنددل را کباب شعلهٔ آواز می‌کند
[در] چشم عاشقان حقیقت شعار چرخخاکستر است آینه‌پرداز می‌کند
از بس که ناز بر سر هم جمع کرده استهر عضو او به عضو دگر ناز می‌کند
پوشد هر آن که چشم، سعیدا ز کایناتبر روی خود ز غیب [دری] باز می‌کند