گنج

شمارهٔ ۲۸۴

گر مطلب تو جنگ است صلح و صفا چه باشدور آشتی است در دل جور و جفا چه باشد
پست و بلند دوران در چشم ناقصان استدر عالمی که ماییم ارض و سما چه باشد
هر دلبری به نوعی دل می رباید از مابیگانگان چنینند تا آشنا چه باشد
آن را که در دل خود مهر حسین داردبیم هلاک گشتن از کربلا چه باشد
معیّتی به جز ما ، مابینِ ما و او نیست،گر ماسوا نباشیم پس ماسوا چه باشد
با چرخ بی مروت ما سرگران نباشیمبا دانهٔ محبت سنگ آسیا چه باشد
ای دل مدار کونین از عشق گشته موجوددر کارخانهٔ عشق کار شما چه باشد
هر کس به خواهش خود دارد حساب و فکریتا در میان سعیدا امر خدا چه باشد