شمارهٔ ۲۷۹
مانند کوی جانان کوی دگر نباشدجنت اگر چه خوب است ز این خوبتر نباشد
دیدم به چشم حیرت در چشمهٔ تحیرآن گوهری که مثلش در بحر و بر نباشد
اشعار خواجهٔ ما یکدست می نمایدآری کلام حق را زیر و زبر نباشد
امروز دفتر خود از معصیت سیه کنتا نامهٔ تو فردا ننگ بشر نباشد
چون توتیا سعیدا شد خاک راه جاناندر خاطرش غباری ز این رهگذر نباشد