شمارهٔ ۲۷۲
مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسددیوانه را مقام تسلی نمی رسد
تا کی به رود نیل زنی خرقه ای عزیزکس با خدا به جامهٔ نیلی نمی رسد
چشمی ز غیر بسته چو موسی عصا کشیباید وگرنه کس به تجلی نمی رسد
بر آب گر روی و در آتش وطن کنیموسی نمی شوی [و] خلیلی نمی رسد
از دست روزگار سعیدا چه گل چه خارآن رو کدام روست که سیلی نمی رسد؟