شمارهٔ ۲۲۲
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ورمیگردد۷ بیت
چو از نور تجلی ساغری سرشار میگرددحبابآسا تهی از خود تمامی یار میگردد
به یاد تیغ آن ابرو بلندآوازه شد شعرمچو حرف ماه نو در کوچه و بازار میگردد
وجودی را که باشد ذرهای از مهر او در برچو مهر عالمآرا جمله تن دیدار میگردد
مگر خواهد نمودن تیغ ابرو را نمیدانمخیال [جانفشانی] بر سرم بسیار میگردد
نیفتد کار با ابنای عالم هیچ کافر راکه خضر از عمر جاویدان خود بیزار میگردد
کدامین خلوت از عمامه بهتر ای ریاپیشهکه مولانا عزیز از گوشهٔ دستار میگردد
شکستی ساغر ما را سعیدا گر خبر یابددهان شیشهٔ می دیدهٔ خونبار میگردد