گنج

شمارهٔ ۱۹۴

به بستن کمرش نیست آن میان باعثکه فکر ما شده چون موی در میان باعث
هر آن که هر چه به ما کرده از تو دانستیمچرا که غیر تو کس نیست در میان باعث
اثر به نالهٔ چنگ از قد خمیده اوستکه تیر را به پریدن بود کمان باعث
کشیدن این همه منت ز خار و خس بلبلسبب نظارهٔ گل بود آشیان باعث
ظهور مبدأ هر گل که بود دانستیمسبب نزول تو بودی و باغبان باعث
کسی به رزق سعیدا چرا غمین باشدکه شد زمین سبب او را و آسمان باعث