شمارهٔ ۱۶۰
مقصد از گردیدن شیب و فرازم سیر نیستکافرام اما مراد و مقصد من دیر نیست
کشتن خود را روا دارم که در کوی حبیبغیر من دیگر در این دارالصفا کس غیر نیست
ضد هر شی باعث عرفان آن شی می شودهر که را از شر وقوفی نیست او را خیر نیست
می رساند در نگاهی خویش را بر جان و دلتیزپرتر از خدنگ ماهرویان طیر نیست
نیست رحمی گفتمش با او به مژگان سیاهبا زبان دشنه گفتا با سعیدا خیر نیست