گنج

شمارهٔ ۱۵۷

قافیه: اخوبنیست۷ بیت
ترسم ز دیده ای که در او هیچ خواب نیستاز چشم زخم دام چه دل ها کباب نیست
بی فکر نیست صوفی پشمینه پوش ماآیینه در لباس نمد بی حساب نیست
کی می رسد خیال به دامان وصل اوگل نی ستاره نیست مه و آفتاب نیست
ره در حریم باده پرستان نمی دهندآن دل که در محبت جانان کباب نیست
یک کاسه ای که بر کف دریا نهاده اندای تشنگان روید که غیر از حباب نیست
در کوی التفات نخوانند دلبرشآن دلبری که در بر دل بی حجاب نیست
از جا مرو ز یأس سعیدا که مهوشانخواهند زد به تیر نگه اضطراب نیست