گنج

شمارهٔ ۱۳۹

قافیه: ادامروزروزخوبیاست۱۰ بیت
گریه در بزم یار، بی ادبی استخنده هم ز این قرار، بی ادبی است
اتحادم به امر مطلوب استورنه بوس و کنار بی ادبی است
ستم و جور درد عشقش راباز با او شمار بی ادبی است
در جهانی که افتقار سزاستاز جهان افتخار بی ادبی است
حاکم امر و نهی چون حق استگله از روزگار بی ادبی است
هر کجا پابرهنگان باشندسرکشی های خار بی ادبی است
هر کجا آن نگار بی نقش استباز نقش و نگار بی ادبی است
از خیالی که آه نتوان کردنالهٔ زار زار بی ادبی است
عاشقی مفلسی و جانبازی استتن زنی در قمار بی ادبی است
ای سعیدا محبتی در دلغیر حب نگار بی ادبی است