گنج

شمارهٔ ۱۲۵

قافیه: اهافتادهاست۵ بیت
ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده استگذشتن از سر کوی تو مشکل افتاده است
به یک کرشمه رساند به پیشگاه امیدچه شد که مرکب توفیق در گل افتاده است؟
به یک دو ساغر می هر که آمد از جا رفتبه غیر خم که در این بزم، کامل افتاده است
دلم به عالم تسکین گرفته است مقامچو [کشتیی] که ز دریا به ساحل افتاده است
زبونی تو سعیدا ز دست پیری نیستکه نخل عمر تو از بار و حاصل افتاده است