گنج

شمارهٔ ۱۰۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ناست۵ بیت
جفاهای نگاهش ظاهر از لب های خندان استجهان را دوستی امروز از صبحش نمایان است
ز عریانی نباشد دست من زیر بغل دایمکه دست نارسا شرمنده از چاک گریبان است
به شاهد نیست حاجت روز محشر کشتگانت راکه شمشیر تو خون آلود و زخم ما نمایان است
دم عیسی است طالب را سموم وادی ایمنکه جنت کعبه رو را سایهٔ خار مغیلان است
چه حرف است این سعیدا می توان دل کند از آن لب هاکه هم مرجان و هم یاقوت و هم لعل بدخشان است