شمارهٔ ۶۵۴
ز چهره تو چو خوشید نور می بارداگر تو در دل شبها ستاره بار شوی
به اعتبار جهان التفات اگر نکنیبه دیده همه کس ز اهل اعتبار شوی
اگر ز نعمت الوان به خون شوی قانعچو نافه از نفس گرم مشکبار شوی
فریب وعده بی حاصلان مخور صائبکه همچو ساده دلان خرج انتظار شوی