گنج

شمارهٔ ۶۲۹

۳ بیت
بیا ای عشق جان پای در گل را به راه افکنز آه سردی آتش در دلم چون صبحگاه افکن
رگ خواب است از افسردگی ها رشته اشکمبه هویی این گرانخوابان غفلت را به راه افکن
ندارد راهی از افتادگی نزدیکتر دولتچو یوسف خویش را در منزل اول به چاه افکن