گنج

شمارهٔ ۵۳۲

حاشا که دل به ناز و نعیم جهان نهممرغی نیم که بیضه درین آشیان نهم
چون صبح بس که پرده دری دیده ام ز خلقترسم که راز با دل شب در میان نهم
خاکم که سینه ام هدف تیر عالم استگردون نیم که با همه کس در کمان نهم